فرمايد: ﴿ِإذ َأنْجَاكمْ﴾ (ابراهيم/6): «زماني كه شما را نجات داد» ﴿وَِإذْ تََأذَّنَ رَبُّكمْ﴾ (ابراهيم/7): «و آنگاه كه پروردگارتان اعلام داشت»، و در آية 49 سورة بقره به بعد فرموده: ﴿وَِإذ نَجَّيْنَاكمْ مِنْ آل فِرْعَوْن﴾ (بقره/49): «و [نيز بياد آوريد] هنگامي كه شما را از فرعونيان نجات داديم». ﴿وَِإذْ َفرَْقنَا ِبكُمُ الْبَحْرَ﴾ (بقره/50): «و (به خاطر بياوريد) هنگامي را كه دريا را براي شما شكافتيم». ﴿وَِإذْ وَاعَدْنَا مُوسَي﴾ (بقره/51). «و آن وقت كه ميعاد مقرر كرديم با موسي». ﴿وَِإذْ آتَيْنَا مُوسَي الْكِتَابَ وَالْفُرْقَان﴾ (بقره/53) «و هنگامي كه به موسي كتاب (تورات) و فرقان (معجزه‌هاي جدا كننده حقّ از باطل). داديم». اين قبيل آيات ايام و اوقاتي را که موسي براي قوم خود تذکر داده تماماً در قرآن موجود است. منتهي علي بن ابراهيم کم سواد بوده و متوجه نشده و بلکه بدلبخواه خود با آيات قرآن بازي کرده‌است. علي بن ابراهيم کسيکه قابل توجه باشد نبوده تا استدلال به سخن او شود.

آية سوم، آية 4 تا 8 سورة اسراء: ﴿وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولَاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَنَا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُوا خِلَالَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْدًا مَفْعُولًا ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الْآَخِرَةِ لِيَسُوءُوا وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُوا مَا عَلَوْا تَتْبِيرًا عَسَى رَبُّكُمْ أَنْ يَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدْتُمْ عُدْنَا وَجَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ حَصِيرًا﴾ (الإسراء/4 - 8) 

«ما قضاوت کرديم در کتاب (تورات) به سوي بني اسرائيل که شما دو مرتبه در زمين فساد مي‌کنيد و برتري مي‌جوئيد برتري بزرگي، پس چون وعدة اولي آيد بندگاني را که داراي نيروي شديدي باشند بر شما مسلط مي‌کنيم که ميان خانه‌ها راه بگردند و تجسس کنند و اين وعده شدني است، سپس براي شما تاخت و تاز بر ايشان را برگردانيم و شما را باموال و فرزندان مدد دهيم و شما را نفرات بيشتري کنيم، اگر نيکي کرديد به خود کرديد و اگر بد کرديد به خود کرديد، پس چون وعدة ديگري آيد براي اينکه وجوه شما را بد کنند و براي اينکه داخل مسجد شوند چنانکه اولين مرتبه داخل شدند و تا نابود کنند آنچه را که برتري يافته، نابودي کردني، اميد است پروردگار شما رحم کند و اگر برگشتيد ما برمي گرديم و دوزخ را زندان کافرين قرار داديم». 

علي بن ابراهيم طبق دلخواه خود گفته: مخاطب: ﴿لَتُفْسِدُنَّ﴾ = (در زمين فساد مي‌کنيد): مقصود امت محمد يعني شيخين و اصحابشان است که نقض عهد مي‌کنند و برتري مي‌جويند يعني مدعي خلافت مي‌شوند. و مقصود از بندگان صاحبان نيروي شديد حضرت علي و روز جنگ جمل است. و مقصود از جملة ﴿وَجَعَلْنَاكُمْ َأكْثرَ نَفِيرًا﴾ = (و شما را نفرات بيشتري كنيم): حسين و اصحاب او و اسيراي زنان آل محمد است. و مقصود از جملة ﴿وَعْدُ الآخِرَة﴾ = (وعدة ديگر): قائم و اصحاب او است، تا آخر بافته‌هاي او. بايد گفت: 

اولاً، سورة اسراء، مکي است و در مکه صحبت از خلافت شيخين و جنگ جمل نبوده و کسي از قائم خبري نداشته و منکري نبوده تا آياتي نازل شود.

ثانياً، مخاطب اين آيات، يهود و بني اسرائيل است، و اين چه ربطي به امت محمد (ص) دارد مگر خدا هم نامربوط مي‌گويند: نعوذ بالله! اول مي‌گويد: ﴿وَقَضَيْنَا ِإَلى بَنِي إسْرائِيلَ﴾ يک مرتبه آن را رها مي‌کند و خطاب به امت محمد (ص) مي‌کند. ما نمي‌دانيم اين شيعيان چه حرصي به تحريف و تأويل قرآن دارند که آيات را بزور سريشم مي‌خواهند به قيام قائم بچسبانند، آيا هيچ امتي با کتاب آسماني خود اينطور بازي نموده‌اند؟! آن وقت تعجب است از مجلسي که توجيه مي‌کند سخنان علي بن ابراهيم را.

آية چهارم، آية 113 سورة طه: ﴿وَكذلِكَ َأنْزَْلنَاهُ قُرْآنًا عَرَِبيًّا وَصَرَّْفنَا فِيهِ مِنَ الْوَعِيدِ َلعَلَّهُمْ يَتَُّقونَ َأوْ يُحْدِثُ لَهُمْ ذِكْرًا﴾. (طه/113): «اين چنين ما قرآن را عربي نازل کرديم و انواع تهديد را در آن مکرر نموديم تا شايد ايشان بپرهيزند و يا تذکري بر ايشان بوجود آيد».

علي بن ابراهيم گفته ﴿أوْ يُحْدِثُ َلهُمْ ذِكْرًا﴾: «يا تذکر برايشان بوجود آيد» يعني از امر قائم و امر سفياني!! گوئيم: 

اولاً، سورة طه مکي است و در مکه در همين آيات تهديداتي از قيامت است مگر شما آيات قبل از اين آيه را نخوانده‌ايد که در آية 109 به بعد مي‌گويد: ﴿يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ﴾ (طه/109).«در آن روز شفاعت كسي سودي ندهد» تا مي‌رسد به آية 113 که تماماً راجع به قيامت است، و چه ربطي به قائم و سفياني دارد؟! شما از خدا بترسيد و اين طور با آيات خدا بازي نکنيد. 

ثانياً، کلمة ذکر در قرآن مکرر شده و در هيچ جا مربوط به قائم و سفياني نيست، و در سورة قمر خدا مکرر فرموده: ﴿وَلَقدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآن لِلذِّكِْر َفهَلْ مِنْ مُدَّكٍِر﴾ (القمر/17) «به تحقيق اين قرآن را آسان نموديم براي ياد گرفتن پس آيا ياد گيرنده‌اي هست؟». بنابراين آيات قرآن روشن است و احتياج به بيان علي بن ابراهيم ندارد. 

آية پنجم، آية 12 سورة أنبياء: ﴿فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنَا إِذَا هُمْ مِنْهَا يَرْكُضُونَ﴾ (الأنبياء/12) «چون عذاب ما را احساس کردند ناگه از آن فرار مي‌کنند». علي بن ابراهيم گفته: چون بني اميه قائم را به بينند از آن فرار مي‌کنند. گوئيم:

 اولاً، اين سوره در مکه نازل شده و آن وقت ذکري از قائم نبوده تا بني اميه را بترساند، زيرا آن وقت بني اميه از خود رسول خدا (ص) نمي‌ترسيدند چه برسد به فرزند دوازدهم حضرت علي. راستي علي بن ابراهيم آيات قبل و بعد اين آيه را نديده، اين آيات راجع به تمام ستمگران است و به تمام قري و بلاد مربوط است و مخصوص بني اميه نيست. زيرا آية قبل از اين آيه فرموده: ﴿وَكَمْ قَصَمْنَا مِنْ قَرْيَةٍ كَانَتْ ظَالِمَةً وَأَنْشَأْنَا بَعْدَهَا قَوْمًا آَخَرِينَ﴾ (الأنبياء/11): «چه قدر از شهرها و قري که ستمگر بودند ما خراب کرديم و پس از آنها قوم ديگر را پديد آورديم» و کلمات: ﴿َقصَمْنَا﴾، (كانَتْ﴾، ﴿أنْشَأنَا﴾ و(أحَسُّوا﴾ تماما فعل ماضي است. و زمان نزول آيات، مکه خراب نشده بود که راجع به بني اميه باشد. 

ثانياً، در زمان‌هاي ما بني اميه وجود ندارد تا از قائم خيالي فرار کنند!

 آية ششم، آية 105 سورة انبياء: ﴿وَلَقدْ َ كتَبْنَا فِي الزَّبُور مِنْ بَعْدِ الذِّكْر أنَّ الأرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُون﴾. (الأنبياء/105) «و البته ما در زبور پس از 