م الله الرحمن الرحيم

بررسى علمى 
در 
احاديث مهدى

سيد ابو الفضل ابن الرضا برقعى
بداء يعني چه؟!!

بداء را مجلسي و ديگران چنين معني کرده‌اند که رسولان إلهي و يا ائمه خبري را بظاهر وحي از خدا گرفته و به مردم مي‌رسانند ولي خدا مي‌دانسته که آن خبر واقع نخواهد شد، ولي واقع را براي رسولان خود مخفي کرده و بعدا ظاهر مي‌سازد. پس اگر رسولان إلهي خبري را اظهار کردند و نشد از ايشان واقع امر مخفي بوده ولي خدا مي‌دانسته و بعداً ظاهر ساخته‌است.

يکي از علماي اسلامي نوشته که علماي شيعه دو مسئله را سپر خود قرار داده‌اند که اگر امامشان چيزي و يا حکمي برخلاف واقع گفت و بعداً خلاف آن معلوم شد بتوانند اين ضايعه را به نفع خود اصلاح کنند که آبروي امامشان حفظ شود: يکي مسئلة تقيه. دوم مسئلة بدا. که اگر امام ايشان حکمي برخلاف ما انزل الله گفت، بگويند: تقيه کرده (بايد براي هدايت ايشان گفت در تقيه بايد سکوت نمود نه آنکه حکم برخلاف ما انزل الله بيان نمود و مردم را به گمراهي کشاند. و بعلاوه امام نبايد بعنوان تقيه احکام و مطالبي که مي‌گويد: برخلاف ما انزل الله باشد و دين را فداي خود نمايد بلکه هر امام و مأمومي بايد خود را فداي دين کنند و عکس آن عمل نکنند). و اگر امامشان و عده‌اي داد و از آينده چيزي گفت و برخلاف درآمد بگويند از طرف خدا بداء حاصل شده‌است. شيعه چون امام خود را هم معصوم مي‌داند و هم عالم به ما کان و ما يکون يعني به گذشته و آينده (اگرچه براي مدعاي خود در اينجا دليلي ندارند و اگر خبر از آينده داد و واقع نشد معلوم مي‌شود خبر از آينده ندارد، و اگر حکمي برخلاف ما أنزل الله گفت معلوم مي‌شود معصوم از خطا نيست) و لذا مسئلة تقيه و مسئلة بداء را به ميان آورده‌اند تا اخبار و احکام ضد و نقيضي که در کتب ايشان است و از ائمه نقل کرده‌اند رفو نمايند. مجلسي مي‌گويد: اگر ائمه خبري دادند و واقع نشد يعني دروغ درآمد و کذب آن واضح شد از بدي فهم ما است وگرنه ائمه دروغ نمي‌گويند. اينها مختصر آن چيزي است که در اين باب آورده‌است. ولي اينها عذر بدتر از گناه و رفو کردن باطل است. مگر شما مجبوريد که برخلاف قرآن ادعاي عصمت نموده و امام را معصوم از خطاء و عالم به ماکان و ما يکون بدانيد و برخلاف آيات قرآن چيزها بگوئيد که بعدا محتاج به رفو و اصلاح باشد؟!!.

باب فضل انتظار الفرج و مدح الشّيعه

در اين باب مجلسي بخيال خود 77 حديث آورده در حالکه اکثر آن مکررات است، چه در اين باب و چه در بابهاي سابق. در اين باب دو چيز مطرح نظر شيعه است: يکي فضيلت انتظار فرج. دوم، مدح شيعه. در جواب ايشان، بايد گفت: آري، در تمام سختي‌ها و شدائد و گرفتاريها يکي از دل خوشيها که تمام ملت‌ها دارند، گذشتن گرفتاريها و وقت بودن آنها و انتظار گشايش است، و اين اختصاص به آمدن مهدي ندارد خصوصا مهدي خيالي که مدرکي براي وجود او نباشد. و هر ملتي به اعمال وعقايد خود دلخوش است. 

و أما اخباي که مجلسي‌ها براي دلخوشي خود آورده‌اند، از چند جهت نمي‌توان به آنها اعتماد کرد، از آن جمله: 

أولاً، اينکه اين اخبار مي‌گويد: در هر سختي انتظار فرج خوب مي‌باشد. بنابراين بايد گفت: اين مربوط به آمدن مهدي خيالي نيست.

ثانياً، راويان اين‌ها تماماً اشخاص مجهول الحال و يا کذاب و يا مورد لعن ائمة خود بوده‌اند مانند ابوالجارود، و يا فطحي و يا واقفي هستند که خود اصلاً اعتقادي به امام يازده و دوازده نداشته و منکر بوده‌اند. مانند حسن بن علي بن فضال و يا علي بن أبي حمزة بطائني و امثال ايشان. و هيچ عاقلي به قول منکر موضوع اثبات موضوعي را نمي‌کند.

حال، ما يکي يکي از اين اخبار را مي‌آوريم تا کذب اين روايات روشن شود. باضافه سوءاستفادة مجلسي‌ها از اين روايات معلوم گردد. تعجب است که اينان براي هدف خود استشهاد به آياتي از قرآن نموده و با قرآن بازي کرده‌اند چنانکه ذکر خواهد شد: 

حديث اول، حضرت صادق فرموده است: «دين هر امامي پارسايي و عفت و صلاح و انتظار گشايش است بواسطة صبر». نويسنده گويد: نه تنها دين اسلام بلکه هر دين صحيحي چنين است. بنابراين چنين چيزي مربوط به مهدي نيست.

حديث دوم و سوم، رسول خدا (ص) و علي فرموده‌اند: «افضل اعمال و احب آنها نزد خدا انتظار گشايش است». باز هم چنين چيزي مربوط به مهدي نيست.

حديث چهارم، ابوخالد کابلي که در امامت علي بن الحسين (يعني امام چهارم شيعه) و محمد بن الحنفيه شک داشته، نقل نموده که: «انتظار فرج مهدي منتظر و منتظرين آن افضل از تمام اهل زمانها حتي از اصحاب رسول نيز افضلند زيرا عقل آنان از همه زيادتر است». و اين، اغراق و دروغي است که مخالف آيات قرآن است و هيچ عاقلي نمي‌گويد چه برسد به امام.

حديث پنجم، راوي آن علي بن ابراهيم قائل به تحريف قرآن و کساني مانند او است. و أما متن آن، ابتداء حضرت باقر توصيه کرده که اسرار ما را کتمان کنيد (حال اسرار ايشان چه باشد، معلوم نيست اگر مطالب ديني است که کتمان آن حرام است و هر کس مطالب ديني را کتمان کند موجب لعن خدايتعالي مي‌باشد چنانکه در سورة بقره آية 159 و آيات ديگر ذکر شده‌است و بعلاوه مطالب ديني از اسرار نيست بلکه بايد علني و بطور مساوي به همه اعلان شود چنانکه خدا در سورة انبياء آية 109 به پيغمبر خود فرموده: ﴿فَقُلْ آذَنْتُكُمْ عَلَى سَوَاءٍ﴾، «بگو: من اين مطالب ديني را به همة شما بطور مساوي و بدون تفاوت اعلام کردم».

بنابراين رسول خدا (ص) چيزي را مخفيانه به کسي ابلاغ نکرده است) سپس حضرت باقر فرمود: «هر حديثي که موافق قرآن است بگيريد و هر حديثي که مخالف قرآن است، آنرا رد کنيد». (و اين مطلبي صحيح است أما متأسفانه شيعيان به آن عمل نکرده و مطالب مخالف قرآن در کتب ايشان فراوان است). 

در اينجا پس از اين سخنِ صحيح، مطلبي مهمل و خرافي آمده و از قول امام گويد: «هر کس از شما به وصيت ما عمل کند و قبل از خروج قائم بميرد شهيد از دنيا رفته است». در جواب بايد گفت: خداي تعالي در قرآن اوصاف شهيد را بيان کرده و بسياري از اصحاب رسول خدا (ص) شهيد شدند بدون اينکه از وصيت و از قائم خيالي شما اطلاعي داشته باشند. هر کس براي خدا خالص باشد وجان و مال خود را در راه خدا دهد و جهاد کند او شهيد و جايگاهش بهشت است، حال چه به وصيت شما عمل کرده باشد و چه نکرده باشد، چنانکه خداي تعالي در سورة توبه آية 111 فرموده: ﴿إِنَّ اللهَ اشْتَرَى مِنَ المُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَـهُمْ بِأَنَّ لَـهُمُ الجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ﴾ (التوبه/111)، «خداوند از مؤمنان، جانها و اموالشان را خريداري كرده، كه (در برابرش) بهشت براي آنان باشد (به اين گونه كه:) در راه خدا جنگ مي‏كنند، مي‏كشند و كشته مي‏شوند». و در سورة حديد آية 19 فرموده: ﴿وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللهِ وَرُسُلِهِ أُولَئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَالشُّهَدَاءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ﴾ (الحديد/19)، «و كساني كه به خداوند و رسولش ايما