است، کلامي ناصحيح و سخني غير عاقلانه بوده و بکلي باطل است، زيرا: 

أولاً، چنانکه سابق گفتيم اگر خورشيد زير ابر برود چند ساعت و يا چند روزي است نه هزاران سال و اگر هزاران سال خورشيد نمايان نشود و ابداً کسي آنرا نبيند، مردم در وجود آن شک و بلکه آنرا انکار مي‌کنند.

ثانياً، اگر خورشيد در بعضي از بلاد زير ابر باشد در بلاد ديگر آشکار است و امام مهدي شيعه چنين نيست. و بعلاوه روشني خورشيد از پشت ابر نمايان است بطوريکه هر عاقلي بوجود خورشيد در پشت ابر حکم مي‌کند، ولي امام مهدي اين چنين نمي‌باشد.

ثالثاً، بهره‌هائي که از خورشيد بوجود مي‌آيد از پيدايش فصول و نمو اشجار و نمو گياهان و رفع حشرات و گرمي هوا و روشني فضا و بخار درياها و ساير امور، همواره اين بهره‌ها وجود دارد و اگرچه گاهي مستور به ابر باشد. و أما منافع وجود امام و يا زمامدار غايب تماماً از بين مي‌رود و بلکه رفته و وجود ندارد. زيرا منافع امام و زمامدار، امنيت بلاد و احقاق حق مظلوم و دفع ظالم و جهاد با کفار و ايجاد نماز جمعه و جماعات و دفع منکرات و تقيم بيت‌المال و امر به معروف و تشکيل دانشگاه و تعمير طرق و اسفالت و ايجاد بيمارستان وغير اينها است که هيچکدام حاصل نشده و نيست. و بلکه وجود يک امام و زمامدار ظالم بهتر است از وجود يک امام و زمامدار غايب و يا موهوم. پس تشبيه او به خورشيد از جهات زيادي که ما بعضي از آن را ذکر کرديم، باطل و غير صحيح است. ولي مجلسي رواياتي از قول راويان کذّاب و جعال و يا مجهول الحال نقل کرده و هر کس اين خرافات را قبول نکند شايد او را مسلمان ندانند در حاليکه اين موهومات مربوط به اسلام نيست. معلوم مي‌شود کفر و اسلام بدست اينان است و مربوط به کتاب خدا و سنت رسول الله (ص) نيست. آيا رسول خدا (ص) و اصحاب او اين روايات را خوانده بودند و به اين چيزها معتقد و اينها را از اصول و فروع مي‌دانستند؟! لا والله.

مجلسي در آخر اين باب بنا کرده به بافتن و در صفحة 99 جلد 2 گويد: مهدي با پدران خود فرق دارد، پدران او مزاحم سلاطين وقت نبودند و همه منتظر مهدي بودند و قيام به شمشير نکردند، ولي مهدي با شمشير قيام و تمام ممالک را مي‌گيرد و به هر سلطاني غلبه مي‌کند و ظلم و جور را مي‌ميراند، تا آخر، آنچه خواسته، گفته‌است و اينها تمام باطل است. زيرا: 

أولاً، پدران او مزاحم سلاطين بودند و در کافي بابي هست که امام باقر و صادق فرموده‌اند: «کلنا قائم». آيا امام حسين مزاحم بني‌اميه نبود؟، آيا امام علي با معاويه جنگ نکرد، آيا حضرت باقر سلاطين بني‌اميه را غاصب نمي‌خواند؟ هارون الرشيد موسي بن جعفر را به زندان نبرد؟! اگر اينان مزاحم سلاطين نبودند براي چه از سلاطين مي‌ترسيدند؟! آيا کسانيکه دور اين امامان را گرفته و به همة خلفاي اسلامي و سلاطين بدگويي و طعن و لعن مي‌کردند و خلفاء و سلاطين اسلامي را تضعيف و تحقير مي‌کردند، اينها مزاحمت نبود؟!! چگونه خدا چشم و گوش و فهم مجلسي‌ها را بواسطة تعصب بسته است؟، آيا اين سلاطين شيعه که قيام کردند و با سلاطين اسلامي و خلفاء جنگ کردند و از نصاري و يهود کمک مي‌گرفتند اينان چه دردي دوا کردند جز ايجاد بدعتها بنام امامان شيعه و بدنام کردن آنان وجز تفرقه و نفاق بين مسلمانان و جنگ سني و شيعه و تضعيف مسلمين و تسلط کفار. آيا دولت صفويه و قاجاريه و زنديه و و و... چه کردند؟ چه خدمتي به اسلام و مسلمين کردند جز ساختن گنبدهاي زريق و گلدسته‌هاي زرين و توجه دادن عوام به قبرپرستي و بستن درب مساجد. اينها چيزهايي است که متعصبين درک نمي‌کنند.

مجلسي مي‌گويد: مهدي قيام با شمشير مي‌کند و تمام ممالک را مسخر مي‌کند، و اين سخن و خيال باطلي است، اگر مهدي بيايد و با شمشير روزي هزار نفر را بکشد، بايد در ايران فقط تا صد سال روزي هزار نفر را بکشد، تازه پس از صد سال تقريباً مي‌شود سي و شش ميليون و تمام افراد ايران را نتوانسته بکشد چه برسد به ممالک ديگر، بيش از هزار سال طول مي‌کشد تا امام زمان گردن آنان را بزند؟ شما را به خدا آيا اينان فکر مي‌کنند، گويا اينان از آدمکشي خوششان مي‌آيد. با آنکه خدا فرموده: ﴿لا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ﴾ (البقره/256)، اينان مي‌گويند: تمام ممالک را مسلمان مي‌کند و همه را صلح مي‌دهد بطوريکه ديگر عدوان و ظلمي نباشد و اين برخلاف صريح قرآن است که در سورة مائده آية 14 فرموده: ﴿فَأَغْرَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ﴾ (المائده/14)، «بين ايشان دشمني و کينه‌توزي برانگيخته‌ايم تا روز قيامت».

و در همين سوره آية 64 فرموده: ﴿وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ﴾ (المائده/64)، «و بين ايشان عداوت و کينه انداختيم تا روز قيامت».

بنابراين، تا قيامت عداوت و بغضاء و جنگ و خونريزي بين بشر هست و هيچگاه برخلاف فرمودة خود عمل نمي‌کند که امامي را بفرستد و بزور همه را صلح وصفا بدهد که گرگ و ميش با هم صلح کنند و مردم خوب شوند و فقط نعمتهاي خدا سرازير و بکلي عذاب برطرف شود، قرآن مي‌گويد تا قيامت کافر و مؤمن وجود خواهد داشت و اکثر مردم اهل ايمان نيستند و چنين شهر خيالي که همه صالح و پاک و مؤمن باشد وجود نخواهد آمد، و از همين جهت است که قرآن فرموده تا قيامت تمام اهل شهرها را به عذاب و گرفتاري مبتلا خواهيم نمود چنانکه در سورة اسراء آية 58 مي‌فرمايد: ﴿وَإِنْ مِنْ قَرْيَةٍ إِلاَّ نَحْنُ مُهْلِكُوهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَاباً شَدِيداً كَانَ ذَلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُوراً﴾ (الإسراء/58)، «قريه‌اي نيست مگر اينکه ما هلاک کنندة آنيم پيش از روز قيامت و يا آن را عذاب خواهيم کرد عذاب سختي اين در کتاب نوشته شده است».

آري اينان سخنان خرافي کساني را نوشته‌اند که نه از قرآن خبر داشته‌اند و نه از عقل و فقط به فکر ساختن مذهب و تبديل اسلام به مذهب بوده‌اند. آري، قيامت است که خدا حق و باطل را از هم جدا و بين اختلافات حکم مي‌کند چنانکه در قرآن در آيات زيادي اين مطلب ذکر شده از آنجمله در سورة حج آية 17 مي‌فرمايد: ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَى وَالمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ﴾ (الحج/17)، «به راستي خداوند در ميان مؤمنان و يهوديان و صابئين و مسيحيان و مجوس و مشركان، در روز قيامت داوري خواهد كرد».

و در سورة نحل آية 92 فرموده: ﴿لِيُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي يَخْتَلِفُونَ فِيهِ وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ كَانُوا كَاذِبِينَ﴾ (النحل/39)، «تا آنچه را كه در آن اختلاف مي‏ورزند، برايشان روشن سازد و تا كافران بدانند كه آنان دروغگو بودند».

و نيز در سورة حج آية 69 فرموده: ﴿اللهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ﴾ (الحج/69)