زي‌ به‌ نام‌ «فدك‌» وجود داشت‌، كه‌ اكنون‌ به‌ نام‌ «حائط‌ و حُوَيط‌» شناخته‌ مي‌شود. چشمه‌ي‌ پر آبي‌ مزارع‌ روستا را سيرآب‌ مي‌كرد. اين‌ روستا متعلّق‌ به‌ يهوديان‌ بود. وقتي‌ آنان‌ خبر فتح‌ «خيبر» را توسط‌ پيامبر (ص) و سپاه‌ اسلام‌ شنيدند، ترس‌ سراپاي‌ وجودشان‌ را فرا گرفت‌. و «فدك‌» را به‌ عنوان‌ جزيه‌ به‌ آن‌ حضرت‌ (ص) واگذار كردند (1). 
بعضي‌ها گويند: يهوديان‌ نصف‌ فدك‌ را به‌ پيامبر (ص) واگذار نمودند (2). 
پيامبر (ص) كه‌ اسوه‌ي‌ خيرخواهي‌ و انسان‌ دوستي‌ بود، اجازه‌ نداد مردم‌ آن‌ روستا آواره‌ شوند، بلكه‌ آنان‌ را بر زمين‌ها و مزارع‌شان‌ به‌ كار گماشت‌ و به‌ صورت‌ «مزارعه‌» زمين‌هاي‌ آنان‌ را به‌ زير كشت‌ بردند و در مقابل‌ نصف‌ درآمد آن‌ را به‌ پيامبر (ص) مي‌دادند. پس‌ فدك‌ جزو اموال‌ پيامبر (ص) به‌ شمار مي‌آمد (3).
----------------------------------------------------------
1) به‌ نقل‌ از يحيي‌ بن‌ آدم‌ قرشي‌ در «خراج‌» ص‌ 35.
2) المغازي‌: ج‌ 2، ص‌ 707.
3) زندگاني‌ فاطمه‌ زهراء، نصير پور، ص‌ 82.في‌ء (1): غنيمتي‌ است‌ كه‌ بدون‌ جنگ‌ و درگيري‌ از كفار به‌ دست‌ مي‌آيد و متعلق‌ به‌ مسلمانان‌ است‌، كه‌ در آن‌ خُمس‌ و قسمت‌ كردن‌ وجود ندارد، البته‌ اختيار آن‌ در دست‌ پيامبر (ص) مي‌باشد. «فدك‌» نيز كه‌ مي‌خواهيم‌ در مورد آن‌ بحث‌ كنيم‌ يكي‌ از اموال‌ «في‌ء» است‌ كه‌ تسليم‌ پيامبر (ص) شد.
حالا براي‌ آگاهي‌ از وضعيّت‌ «فدك‌» به‌ احاديث‌ صحيح‌ مراجعه‌ كنيم‌.
 
عن‌ مالك‌ بن‌ أوس‌ بن‌ الحدثان‌ (رض) قال‌: 
«كان فيما احتج به عمر (رض) أنه قال: كانت لرسول الله (ص) ثلاث صفايا: بنو النضير، وخيبر وفدك؛ فأما بنو النضير فكانت حبساً لنوائبه، وأما فدك فكانت حبساً لأبناء السبيل، وأما خيبر فجزأها رسول الله (ص) ثلاثة أجزاء: جزأين بين المسلمين وجزءاً نفقة لأهله فما فضل عن نفقة أهله جعله بين فقراء المهاجرين» (2).
مالك‌ بن‌ أوس‌ بن‌ حدثان‌ (رض) گويد: 
«آنچه‌ حضرت‌ عمر (رض) (در وقت‌ نزاع‌ علي‌ و عباس‌ (رض)) به‌ آن‌ حجت‌ كرد اين‌ كه‌ پيامبر (ص) سه‌ صفيه (3) داشت‌:
1) بني‌ النضير؛ كه‌ براي‌ امور مهم‌ و احتياجات‌ پيامبر (ص) مانند پذيرايي‌ مهمانان‌ و ساير امور صرف‌ مي‌باشد.
2) فدك‌؛ كه‌ براي‌ مسافران‌ در راه‌ مانده‌ صرف‌ مي‌شد.
3) خيبر كه‌ پيامبر (ص) آن‌ را سه‌ جزء كرده‌ بود؛ دو جزئش‌ براي‌ مسلمانان‌ و جزء سومش‌ براي‌ خرج‌ اهل‌ و عيالش‌. هرگاه‌ چيزي‌ از نفقه‌ي‌ اهل‌ و عيال‌ اضافه‌ مي‌ماند آن‌ را بين‌ فقراي‌ مهاجرين‌ تقسيم‌ مي‌كرد».
--------------------------------------------------------------
1) في‌ء: غنيمت‌ و خراج‌، آنچه‌ كه‌ از دشمن‌ بدون‌ جنگ‌ و از طريق‌ تسليم‌ و يا مصالحه‌ و عقد پيمان‌ گرفته‌ شود، اعم‌ از زمين‌ يا اموال‌. (فرهنگ‌ عميد).
2) ابو داود: ح‌ 2967. مشكاة المصابيح‌: ح‌ 4062.
3) صفيه‌: آنچه‌ امام‌ قبل‌ از تقسيم‌ كردن‌ غنائم‌ براي‌ خود برگزيند.پس‌ از وفات‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) باغ‌ فدك‌ و ديگر اموالي‌ كه‌ به‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) تعلّق‌ داشت‌، همگي‌ جزو بيت‌المال‌ قرار گرفتند. اهل‌ تشيع‌ بر اين‌ باورند كه‌ پيامبر (ص) باغ‌ فدك‌ را به‌ فاطمه‌ بخشيده‌ بود اما ابوبكر آن‌ را از فاطمه‌ پس‌ گرفت‌. نويسندگان‌ اهل‌ تشيع‌ اين‌ اقدام‌ را ظلم‌ و ستم‌ بزرگي‌ به‌ فاطمه‌ تلقي‌ مي‌كنند و انگار آنها حقدارتر از فاطمه‌، همچون‌ كاسه‌اي‌ داغ‌تر از آش‌ به‌ دامن‌ زدن‌ به‌ اين‌ قضيه‌ي‌ مي‌پردازند. در حالي‌كه‌ خود حضرت‌ فاطمه‌ ـ رضي‌الله عنهاـ و حضرت‌ علي‌ (رض) پس‌ از گفتگو با حضرت‌ ابوبكر (رض) خيلي‌ زود قانع‌ شدند و اعتراض‌ نكردند.
اما متأسفانه‌ بعضي‌ از نويسندگان‌ شيعه‌ اين‌ كار را غصب‌ و ظلم‌ ابوبكر (رض) نسبت‌ به‌ خاندان‌ اهل‌ بيت‌ مي‌دانند و آن‌ را با آب‌ و تاب‌ فراوان‌ تبليغ‌ مي‌كنند. و حتي‌ جلسه‌ي‌ سخنراني‌ ساختگي‌ را پيش‌ مي‌كشند كه‌ فاطمه(رض)به‌ مسجد رفته‌ و فرياد دادخواهي‌ سر داده‌ است‌. در اين‌ خطبه‌ي‌ ساختگي‌ الفاظي‌ به‌ چشم‌ مي‌خورد كه‌ تماماً اهانت‌ به‌ خليفه‌ي‌ راشده‌ي‌ پيامبر و شاگردان‌ مكتب‌ رسول‌ الله (ص) به‌ حساب‌ مي‌آيد، كه‌ اين‌ كارها از زني‌ صالحه‌ و با ادب‌ همچون‌ فاطمه‌ي‌ زهراء كاملاً به‌ دور است‌. اكثر مورّخان‌ منصف‌ اين‌ قضيه‌ را اين‌گونه‌ بازگو مي‌كنند:
هنگامي‌ كه‌ پيامبر (ص) وفات‌ يافت‌ و فاطمه(رض)به‌ حال‌ عادي‌ برگشت‌، به‌ فكر ميراث‌ پدرش‌ افتاد. از اين‌ رو به‌ همراهي‌ شوهرش‌ ابوالحسن‌ (رض) نزد خليفه‌ي‌ مسلمين‌، حضرت‌ ابوبكر صديق‌ (رض) آمدند و درخواستش‌ را در مورد اموال‌ و ميراث‌ پدرش‌ مطرح‌ كرد.
حضرت‌ ابوبكر (رض) با كمال‌ احترام‌ و ادب‌ فرمود: ما از پدر بزرگوارت‌ شنيده‌ايم‌ كه‌ فرمودند: كسي‌ از ما پيامبران‌ ارث‌ نمي‌برد، و آنچه‌ از ما باقي‌ مي‌ماند به‌ عنوان‌ صدقه‌ متعلق‌ به‌ مسلمانان‌ است‌. (به‌ همين‌ علت‌ نه‌ شما و نه‌ فرزندم‌ عايشه‌ كه‌ همسر پيامبر (ص) بوده‌، چيزي‌ نمي‌بريد، اما از بيت‌ المال‌ حقوق‌تان‌ محفوظ‌ مي‌باشد).
حضرت‌ فاطمه‌ ـ رضي‌الله عنهاـ از اين‌ راهنمايي‌ خليفه‌ خشنود شده‌ و با قناعت‌ به‌ خانه‌ي‌ خود برگشت‌ و همچون‌ گذشته‌ زندگي‌ زاهدانه‌ را اختيار نمود؛ چراكه‌ او تربيت‌ يافته‌ي‌ زير دست‌ كسي‌ بود كه‌ دنيا را گذاشته‌ و به‌ آخرت‌ روي‌ آورده‌ بود. فاطمه‌ اين‌ آيات‌ را نصب‌ العين‌ خويش‌ قرار داده‌ بود كه‌:
﴿قُلْ مَتَاعُ الدَّنْيَا قَلِيلٌ وَالآخِرَةُ خَيْرٌ لِّمَنِ اتَّقَى﴾[نساء /‌ 77].
«بگو: كالاي‌ دنيا اندك‌ است‌ و آخرت‌ براي‌ كسي‌ كه‌ پرهيزگار باشد بهتر است‌». 
او براي‌ به‌ دست‌ آوردن‌ ثروت‌ و دارايي‌، جنگ‌ و جدل‌ نكرد، و همانند بعضي‌ از زنان‌ امروزي‌ براي‌ دست‌ يافتن‌ به‌ پول‌ و باغات‌، حكم‌ خدا و رسول‌ او را زير پا نگذاشت‌، بلكه‌ او تمام‌ سعي‌اش‌ در اين‌ دوران‌ براي‌ آباد كردن‌ آخرت‌ بود؛ چراكه‌ طبق‌ مژده‌ي‌ پيامبر (ص) رحلت‌ او نيز نزديك‌ بود.
﴿وَمَنْ أَرَادَ الآخِرَةَ وَسَعَى لَهَا سَعْيَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِکَ کَانَ سَعْيُهُم مَّشْکُورًا﴾[اسراء /‌ 19].
«و هر كس‌ كه‌ (دنياي‌ جاودانه‌ي‌) آخرت‌ را بخواهد و براي‌ (فرا چنگ‌ آوردن‌) آن‌، تلاش‌ سزاوار آن‌ را از خود نشان‌ دهد، در حالي‌ كه‌ مؤمن‌ باشد، اين‌ چنين‌ كساني‌، تلاش‌شان‌ بي‌سپاس‌ (و بي‌اجر) نمي‌ماند».
پس‌ «مبارزات‌ فاطمه‌» و «فرياد دادخواهي‌» و... تمامي‌ اينها افسانه‌اي‌ بيش‌ نيست‌ كه‌ افرادي‌ براي‌ جلب‌ نظر مردم‌ و رسيدن‌ به‌ مقاصد نفساني‌ سرهم‌ كرده‌اند.آنچه‌ در كتاب‌ها در مورد اعطاي‌ فدك‌ از سوي‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) به‌ 