ه‌ نوح‌ انتساب‌ دارد، قياس‌ مع‌ الفارق‌ است‌؛ زيرا عيسي‌ پدر ندارد تا به‌ وسيله‌ي‌ او انتساب‌ پيدا كند؛ اما حَسَنَين‌ داراي‌ پدرند و مجوّزي‌ براي‌ عدول‌ از قانون‌ انتساب‌ وجود ندارد».
خلاصه‌ كلام‌ شيخ‌ اين‌ است‌ كه‌ چون‌ حَسَنَين‌ پدر دارند، نمي‌شود نسب‌ آنها قياس‌ بر نسب‌ عيسي (ع)‌ گرفت‌، تا آنها را از ناحيه‌ي‌ مادرشان‌ فاطمه(رض)به‌ رسول‌الله (ص) نسبت‌ داد، ولي‌ عيسي‌ (ع) چون‌ پدر ندارد، از ناحيه‌ي‌ مادرش‌ مريم‌ منتسب‌ به‌ نوح‌ شده‌ است‌.
يعني‌: اگر فرضاً عيسي‌ (ع) پدري‌ داشت‌ كه‌ از ذريّه‌ي‌ نوح‌ يا ابراهيم - عليهما السلام-‌ نبود، با آنكه‌ نسب‌ مريم - عليها السلام-‌ به‌ آنها مي‌رسد (نعوذبالله) خدا او را از ذريّه‌ي‌ آنها نمي‌دانست‌ و او را از زمرّه‌ي‌ صلحا و رستگاران‌ محسوب‌ نمي‌فرمود! نعوذ بالله من‌ هفوة اللسان‌ وهجوة القلم‌، چه‌ خطاي‌ عظيمي‌ از چه‌ عالم‌ بزرگي (3). 
-----------------------------------------------------------
1) مشهور به‌ آيت‌الله مردوخ‌.
2) كلمه‌ي‌ سيّد كه‌ به‌ اصطلاح‌ علماي‌ نحو و در اصطلاح‌ علم‌ بديع‌ نكره‌ ذكر شده‌ تنكير تعظيم‌ مي‌باشد. يعني‌ حسن‌ سيد و سرور بزرگي‌ است‌.
3) صهرين‌: ص‌ 160 ـ 155.هر چند مدت‌ زندگي‌ فاطمه‌ي‌ زهرا ـ رضي‌الله عنهاـ فقط‌ نزديك‌ به‌ سه‌ دهه‌ بود، اما در طول‌ اين‌ مدت‌ سختي‌ها و تلخي‌هاي‌ فراوان‌ و شادي‌هاي‌ اندكي‌ را مشاهده‌ نمود. بسيار گذرا مي‌توان‌ به‌ موارد ذيل‌ اشاره‌ نمود:
	مشاهده‌ي‌ اذيّت‌ و آزار پدر عزيزش‌ از سوي‌ مشركان‌ مكّه‌.
	محاصره‌ي‌ پدر و يارانش‌ در شعب‌ ابي‌طالب‌.
	وفات‌ مادر عزيز و مهربان‌ او.
	هجرت‌ و جدايي‌ خواهرش‌ رقيّه‌(رض)به‌ حبشه‌.
	وفات‌ خواهرش‌ رقيّه(رض)همسر حضرت‌ عثمان‌ (رض).
	مصوبه‌ي‌ مشركان‌ در دارالندوه‌ و تصميم‌ به‌ قتل‌ پيامبر (ص).
	هجرت‌ رسول‌ الله (ص) به‌ مدينه‌ و بي‌خبري‌ فاطمه(رض)از او.
	هجرت‌ فاطمه(رض)به‌ مدينه‌ و تعقيب‌ آنان‌ از سوي‌ دشمنان‌.
	روزهاي‌ شكل‌گيري‌ حكومت‌ اسلامي‌ در مدينه‌.
	وقوع‌ جنگ‌ بدر و مشاهده‌ نصرت‌ الهي‌ و امدادهاي‌ غيبي‌.
	جنگ‌ اُحد و شايعه‌ي‌ شهادت‌ رسول‌ الله (ص).
	ازدواج‌ با علي (رض)‌ و آغاز زندگي‌ جديد.
	تولد فرزندان‌ مبارك‌.
	فوت‌ خواهر ديگرش‌، زينب(رض)در سال‌ هشتم‌ هجري‌.
	فوت‌ خواهر ديگر، اُم‌كلثوم‌(رض)در سال‌ نهم‌ هجري‌.
	فتح‌ مكّه‌ و مشاهده‌ شكوه‌ و عظمت‌ اسلام‌.
	روزهاي‌ واپسين‌ زندگي‌ پدر.
	فراق‌ باباي‌ عزيز و محبوب‌.
	ارتداد بعضي‌ از قبايل‌ عرب‌.
آري‌! فاطمه‌ي‌ زهرا ـ رضي‌الله عنهاـ سختي‌ها و تلخي‌هاي‌ زندگي‌اش‌، چند برابر روزهاي‌ شيرين‌ بود، اما باز هم‌ تسليم‌ نشد و به‌ عنوان‌ يك‌ زن‌ صابره‌ و با تقوا در برابر مشكلات‌ استقامت‌ نمود تا به‌ آن‌ جايگاه‌ رفيع‌ نايل‌ آمد.أنس‌ بن‌ مالك‌ (رض) خادم‌ رسول‌ الله (ص) مي‌گويد:
روزي‌ رسول‌ خدا (ص) در جمع‌ ياران‌ نشسته‌ بود، از آنان‌ پرسيد: «ارزنده‌ترين‌ و گرامي‌ترين‌ زينت‌ براي‌ زنان‌ چيست‌؟»
صحابه‌ به‌ فكر فرو رفتند و يكديگر را نگاه‌ كردند، كسي‌ نتوانست‌ پاسخي‌ بدهد، علي‌ (رض) به‌ خانه‌ رفت‌ و اين‌ سؤال‌ را با همسرش‌ در ميان‌ نهاد.
فاطمه‌ فرمود: «بهترين‌ زينت‌ براي‌ زنان‌ آن‌ است‌ كه‌ مردان‌ آنان‌ را نبينند و آنان‌ نيز مردان‌ را نبينند».
علي‌ (رض) بي‌درنگ‌ به‌ سوي‌ پيامبر (ص) بازگشت‌، و پاسخ‌ فاطمه‌ ـ رضي‌الله عنهاـ را براي‌ حضرت‌ (ص) بيان‌ كرد.
پيامبر (ص) فرمود: «چه‌ كسي‌ چنين‌ پاسخي‌ به‌ تو آموخته‌؟!»
علي‌ (رض) جواب‌ داد: فاطمه‌.
رسول‌ خدا (ص) فرمود: «فاطمه‌ درست‌ گفته‌ است‌. او پاره‌ي‌ تن‌ من‌ است» (1).
-------------------------------------------------
1) حيلة الأولياء، اصبهاني‌: ج‌2، ص‌ 40 و كنز العمال‌: ج‌ 8، ص‌ 315.فاطمه‌ي‌ زهرا ـ رضي‌الله عنهاـ براي‌ زنان‌ جامعه‌ي‌ ما مَثَل‌ بسيار بزرگ‌ و اُسوه‌ي‌ نيكويي‌ است‌ در زندگاني‌ زناشويي‌ و اجتماعي‌اش‌، در ارتباط‌ خوب‌ و سالم‌ با همسايه‌ها و خويشان‌، در اجرا كردن‌ وظيفه‌ي‌ مادري‌ و تربيت‌ صحيح‌ فرزندانش‌.
او كار منزل‌ را به‌ خوبي‌ انجام‌ مي‌داد، حق‌ شوهر را ادا مي‌كرد، از نظر تربيتي‌ به‌ بهترين‌ شيوه‌ فرزندانش‌ را تربيت‌ مي‌نمود، ارتباط‌ درست‌ و صحيح‌ با اطرافيان‌ برقرار كرده‌ و در كنار تمامي‌ اينها در پي‌ كسب‌ رضوان‌ الهي‌ و عبادت‌ پروردگار و اطاعت‌ رسول‌ الله ـ « ـ بود.
نمازش‌ را سر وقت‌ مي‌گزارد، با جُهد و تلاش‌ مال‌ زيادي‌ را در راه‌ پروردگار تقديم‌ نمود. او راستگو و متخلق‌ به‌ اخلاق‌ رسول‌ الله ـ « ـ بود، به‌ همين‌ علت‌ قدوه‌ و اسوه‌ي‌ نيكويي‌ براي‌ زن‌ مسلمان‌ در تمامي‌ زمان‌ها و مكان‌ها مي‌باشد.همان‌ طور كه‌ در صفحات‌ قبل‌ اشاره‌ شد، فاطمه‌ي‌ زهرا ـ رضي‌الله عنهاـ از جايگاه‌ و منزلت‌ خاصي‌ نزد رسول‌الله (ص) برخوردار بود و محبّت‌ فاطمهل‌ در قلب‌ و درون‌ پيامبر (ص) جاي‌ داشت‌.
اما نكته‌ي‌ مهم‌ اينكه‌ با وجود اين‌ محبّت‌ و جايگاه‌ ويژه‌ باز هم‌ پيامبر (ص) به‌ اين‌ نكته‌ اشاره‌ مي‌فرمايد كه‌ براي‌ سراي‌ آخرت‌ بايد هر كسي‌ تلاش‌ كند و نبايد كسي‌ به‌ ارتباطات‌ خويشاوندي‌ دل‌ ببندد، بلكه‌ زاد و توشه‌، ايمان‌ و اعمال‌ صالحه‌ است‌.
روزي‌ پيامبر (ص) بلند شد و فرمود:
«اي‌ جماعت‌ قريش‌! نفس‌هاي‌ خويش‌ را بخريد (و از آتش‌ جهنّم‌ نجات‌ دهيد)؛ چرا كه‌ من‌ نمي‌توانم‌ هيچ‌ كاري‌ براي‌ شما نزد پروردگار انجام‌ دهم‌.
اي‌ فرزندان‌ عبد مناف‌! (خودتان‌ عمل‌ كنيد) چراكه‌ نمي‌توانم‌ شما را از عذاب‌ الهي‌ نجات‌ دهم‌.
اي‌ عباس‌ و اي‌ صفيه‌ فرزندان‌ عبدالمطلب‌! من‌ نمي‌توانم‌ چيزي‌ از عذاب‌ خدا را از شما باز دارم‌! پس‌ خودتان‌ اعمال‌ صالحه‌ انجام‌ دهيد!
اي‌ فاطمه‌ دخترم‌! آنچه‌ را از مالم‌ مي‌خواهي‌، طلب‌ كن‌ (اما در مورد قيامت‌) هيچ‌ كاري‌ نمي‌توانم‌ برايت‌ انجام‌ دهم‌، پس‌ خود را نجات‌ ده‌!» (1). 
پس‌ مسلمان‌ بايد هميشه‌ اين‌ گفته‌ و هشدار رسول‌ اكرم‌ (ص) را آويزه‌ي‌ گوش‌ داشته‌ باشد و محض‌ به‌ خاطر اينكه‌ از سادات‌ و يا از خانواده‌ي‌ فلان‌ كس‌ و يا از مُحبّان‌ علي‌ و حسين‌ است‌ خود را بي‌نياز از عمل‌ نداند و به‌ انتظار كمك‌ و حمايت‌ آنان‌ ننشيند، بلكه‌ بايد با انجام‌ اعمال‌ صالحه‌ خويش‌ را مستحق‌ شفاعت‌ پيامبر (ص) بنمايد.
-------------------------------------------------
1) بخاري‌، مسلم‌، نسائي‌، ترمذي‌، احمد و بيهقي‌ نيز آن‌ را روايت‌ كرده‌اند.پيامبر (ص) در سال‌ آخر عمر مبارك‌ تصميم‌ به‌ حج‌ بيت‌الله گرفتند؛ البته‌ نه‌ يك‌ حج‌ ساده‌ و در حد اداي‌ يك‌ فري