اب (13): دم کردن برای نجات از چشم زخم
باب (14): دم کردن شخصی که مار یا عقرب او را گزیده است 
باب (15): پیامبر اکرم ص چگونه دم می کرد
باب (16): فال گرفتن
باب (17): پیشگویی
باب (18): بعضی از سخنان مانند سحر، تاثیر دارند.
باب (19): واگیر بودن بیماری، اصالتی ندارد
باب (20): نوشیدن زهر و مانند آن برای مداوا
باب (21): اگر مگسی، در ظرف بیفتد
70- کتاب آداب لباس پوشیدن
باب (1): لباسی که پایین تر از قوزکهای پا باشد، در دوزخ خواهد بود
باب (2): لباس گلدار، نقش دار و عبا
باب (3): لباس سفید.
باب (4): پوشیدن حریر و نشستن روی آن
باب (5): نشستن روی ابریشم
باب (6): استعمال زعفران برای مردان، ممنوع می باشد
باب (7): کفشهای چرمی وغیره.
باب (8): در آوردن کفش پای چپ
باب (9): هیچ کس نباید نقشی مانند نقش انگشتر پیامبرص بسازد.
باب (10): مردانی که خود را به صورت زنان در می آورند، باید از خانه ها بیرون رانده شوند
باب (11): گذاشتن ریش
باب (12): رنگ کردن محاسن و موی سر.
باب (13): موی مجعد.
باب (14): تراشیدن بخشی از موی سر و ترک کردن بخشی دیگر
باب (15): خوشبو زدن زن به شوهر
باب (16): رد نکردن عطر و مواد خوشبو
 باب (17): عطر مخلوط
باب (18): عذاب مجسمه سازان روز قیامت
باب (19): از بین بردن تصاویر.
71- کتاب ادب
باب (1): چه کسی برای حسن سلوک و برخورد خوب، از دیگران مستحق تر است؟
باب (2): نباید کسی والدینش را دشنام دهد
باب (3): گناه قطع صله رحم (پیوند خویشاوندی)
باب (4): کسی که پیوند خویشاوندی را حفظ کند، خداوند، رابطه اش را با او حفظ خواهد کرد
باب (5): حق خویشاوندی، رعایت گردد.
باب (6): صله رحم بخاطر جبران نیکی های دیگران نیست
باب (7): دوست داشتن، بوسیدن و در آغوش گرفتن کودکان
باب (8): خداوند، رحمت را به صد قسمت، تقسیم نموده است
باب (9): گذاشتن کودک روی زانو.
باب (10): رحم کردن بر انسانها و چارپایان
باب (11): سفارش در مورد همسایه.
باب (12): گناه کسی که همسایگانش، از دست وی در امان نباشند
باب (13): هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد، همسایه اش را اذیت و آزار نکند
باب (14): هر کار نیک، صدقه بشمار می رود
باب (15): ملایمت در همه کارها
باب (16): همکاری مومنان با یکدیگر.
باب (17): رسول خداص سخن بد به زبان نمی آورد و بدزبان هم نبود
باب (18): خوش اخلاقی و سخاوت، و کراهت بخل
باب (19): نهی از نفرین و دشنام
باب (20): سخن چینی
باب (21): کراهیت تعریف و تمجید
باب (22): نهی از حسادت و پشت کردن به یکدیگر 
باب (23): ظن و گمان جایز.
باب (24): مؤمن، باید گناهانش را پنهان نماید.
باب (25): قهر کردن
باب (26): این گفته خداوند متعال که می فرماید: «ای مومنان! از خدا بترسید و با راستگویان باشید» و آنچه که در مورد نهی از دروغگویی آمده است
باب (27): صبر در برابر ناسزاگویی ها
باب (28): اجتناب از خشم
باب (29): شرم و حیا
باب (30): اگر حیا نداری، هر چه خواهی کن
باب (31): خوش اخلاقی با مردم و شوخی با افراد خانواده.
باب (32): مؤمن از یک سوراخ، دو بار گزیده نمی شود
باب (33): اشعار و رجز خوانیهای جایز و مکروه
باب (34): کراهیت وقت گذراندن با شعر و ترک یاد خدا و تلاوت قرآن.
باب (35): اگر شخصی به کسی بگوید: وای بر تو.
باب (36): انسانها به پدرانشان نسبت داده می شوند
باب (37): «کَرم، قلب مومن است».
باب (38): تغییر دادن یک اسم به اسمی که بهتر از آن باشد.
باب (39): کسی که شخصی را صدا بزند و یک حرف از اسمش، کم کند
باب (40): بدترین اسمها نزد خداوند متعال
باب (41): کسی که عطسه می زند، الحمدلله بگوید
باب (42): عطسه زدن، خوب، و خمیازه کشیدن بد، است.
باب (9): هنگام قضاي حاجت نبايد رو به قبله نمود
118ـ عَنْ أَبِي أَيُّوبِ الانْصَارِيِّ (رض) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «إِذَا أَتَى أَحَدُكُمُ الْغَائِطَ فَلا يَسْتَقْبِلِ الْقِبْلَةَ وَلا يُوَلِّهَا ظَهْرَهُ، شَرِّقُوا أَوْ غَرِّبُوا». (بخارى:144) 
ترجمه: ابو ايوب انصاري (رض) ميگويد: رسول الله (ص) فرمود: «هنگام قضاي حاجت، رو يا  پشت خود را  به طرف قبله نكنيد. بلكه به طرف مشرق يا مغرب رو كنيد».
 ملاحظه: البته اين زمانيست كه قبله در جهت جنوب يا شمال باشد واگر در جهت مشرق ويا مغرب باشد هنگام قضاي حاجت، بايد رو به سوي شمال ويا جنوب، نشست.

باب (40): حكايت ابو طالب
1567ـ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَبْدِالْمُطَّلِبِ (رض): أَنَّهُ قَالَ لِلنَّبِيِّ (ص): مَا أَغْنَيْتَ عَنْ عَمِّكَ؟ فَإِنَّهُ كَانَ يَحُوطُكَ وَيَغْضَبُ لَكَ، قَالَ: «هُوَ فِي ضَحْضَاحٍ مِنْ نَارٍ، وَلَوْلا أَنَا لَكَانَ فِي الدَّرَكِ الأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ». (بخارى:3883)
ترجمه: عباس بن عبدالمطلب (رض) مي گويد: به نبي اكرم (ص) گفتم: چه كاري براي عمويت انجام دادي؟ زيرا از توحمايت مي كرد و به خاطر توخشمگين مي شد. فرمود: «او در عمقِ كمِ جهنم به سر مي برد. و اگر من نبودم، در دركِ اسفل آتش، قرار مي گرفت».
1568ـ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ (رض): أَنَّهُ سَمِعَ النَّبِيَّ (ص) وَذُكِرَ عِنْدَهُ عَمُّهُ فَقَالَ: «لَعَلَّهُ تَنْفَعُهُ شَفَاعَتِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ، فَيُجْعَلُ فِي ضَحْضَاحٍ مِنَ النَّارِ، يَبْلُغُ كَعْبَيْهِ، يَغْلِي مِنْهُ دِمَاغُهُ». (بخارى:3885)
ترجمه: ابوسعيد خدري (رض) مي گويد: هنگامي كه از عموي رسول خدا (ص)  ذكري به ميان آمد، شنيدم كه فرمود: «اميدوارم كه شفاعت من روز قيامت، برايش مفيد باشد و در عمقِ كمِ جهنم، قرار گيرد طوريكه آتش تا قوزك پايش برسد. ولي (باز هم) مغزش از آن، بجوش مي آيد».
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1302.txt">باب (41): حديث اسراء</a><a class="text" href="w:text:1303.txt">باب (42): معراج</a><a class="text" href="w:text:1304.txt">باب (43): نكاح نبي اكرم (ص) با عايشه رضي‏ الله ‏عنها وآمدن عايشه به مدينه وعروسي آنحضرت (ص) با وي </a><a class="text" href="w:text:1305.txt">باب (44): هجرت پيامبر اكرم (ص) و يارانش به مدينه</a><a class="text" href="w:text:1306.txt">باب (45): ورود پيامبر اكرم (ص) و يارانش به مدينه</a><a class="text" href="w:text:1307.txt">باب (46): ماندن مهاجر، در مكه پس از اداي مناسك حج</a><a class="text" href="w:text:1308.txt">باب (47): آمدن يهود نزد پيامبر اكرم (ص) پس از هجرت به مدينه</a></body></html>باب (41): حديث اسراء
1569ـ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ رَضِي اللَّه عَنْهمَا: أَنَّهُ سَمِعَ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ: «لَمَّا كَذَّبَتْنِي قُرَيْشٌ، قُمْتُ فِي الْحِجْرِ، فَجَلا اللَّهُ لِي بَيْتَ الْمَقْدِسِ، فَطَفِقْتُ أُخْبِرُهُمْ عَنْ آيَاتِهِ وَأَنَا أَنْظُرُ إِلَيْهِ». (بخارى:3886)
ترجمه: جابر بن عبدالله (رض) مي گويد: شنيدم كه رسول الله (ص)  فرمود: «هنگامي كه قريش (اسراء و معراج رفتن) مرا تكذيب كردند، در حِجر اسماعيل (همان ديوار كوچك ملحق به كعبه) ايستادم. خداوند بيت المقدس را برايم نمايان ساخت. و من در حالي كه بسوي آن نگاه مي‌كردم، نشانه هاي آنرا براي قريش مي گفتم».
 
باب (42): معراج
1570ـ عَنْ مَالِكِ بْنِ صَعْصَعَةَ (رض): أَنَّ نَبِيَّ اللَّهِ (ص) حَدَّثَهُمْ عَنْ لَيْلَةِ أُسْرِيَ بِهِ: «بَيْنَمَا أَنَا فِي الْحَطِيمِ، وَرُبَّمَا قَالَ فِي الْحِجْرِ مُضْطَجِعًا، إِذْ أَتَانِي آ