جال است».
1419ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ الله (ص) يَقُولُ: «أَنَا أَوْلَى النَّاسِ بِابْنِ مَرْيَمَ، وَالانْبِيَاءُ أَوْلادُ عَلاَّتٍ، لَيْسَ بَيْنِي وَبَيْنَهُ نَبِيٌّ».(بخارى:3442)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي گويد: شنيدم كه رسول الله (ص)  فرمود: «من از همة مردم به عيسي بن مريم، نزديكترم. و انبيا، فرزندان يك پدرند كه از چند مادر متولد شده اند (در اصول با يكديگر مشترك اند و در فروع، متفاوت). ميان من و عيسي، پيامبر ديگري وجود ندارد».
1420ـ وَعَنْهُ (رض) قَالَ: قَالَ رَسُولُ الله (ص): «أَنَا أَوْلَى النَّاسِ بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ فِي الدُّنْيَا وَالاخِرَةِ، وَالانْبِيَاءُ إِخْوَةٌ لِعَلاَّتٍ، أُمَّهَاتُهُمْ شَتَّى وَدِينُهُمْ وَاحِدٌ».   (بخارى:3443)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي گويد: رسول الله (ص)  فرمود: «من از همة مردم، در دنيا  و آخرت، به عيسي بن مريم نزديك ترم. و پيامبران، برادراني هستند كه از يك پدر بدنيا آمده اند و مادران مختلفي دارند و دين آنها يكي است».
1421ـ وَعَنْهُ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «رَأَى عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَجُلاً يَسْرِقُ، فَقَالَ لَهُ: أَسَرَقْتَ؟ قَالَ: كَلاَّ، وَاللَّهِ الَّذِي لا إِلَهَ إِلا هُوَ. فَقَالَ عِيسَى: آمَنْتُ بِاللَّهِ، وَكَذَّبْتُ عَيْنِي». (بخارى:3444)
ترجمه: ابوهريره (رض) روايت مي كند كه نبي اكرم (ص)  فرمود: «عيسي بن مريم، مردي را ديد كه سرقت مي كرد. به او گفت: دزدي كردي؟ گفت: سوگند به خدايي كه معبودي بجز او وجود ندارد، هرگز دزدي نكرده ام. عيسي گفت: به خدا، ايمان دارم و چشمم را تكذيب        مي كنم».
 1422ـ عَنْ عُمَرَ(رض) يَقُولُ عَلَى الْمِنْبَرِ: سَمِعْتُ النَّبِيَّ (ص) يَقُولُ: «لاَ تُطْرُونِي كَمَا أَطْرَتِ النَّصَارَى ابْنَ مَرْيَمَ، فَإِنَّمَا أَنَا عَبْدُهُ فَقُولُوا: عَبْدُ اللَّهِ وَرَسُولُهُ». (بخارى:3445)
ترجمه: از عمر (رض) روايت است كه بالاي منبر مي گفت: شنيدم كه نبي اكرم (ص)  فرمود: «در مدح و ستايش من، افراط نكنيد آنطور كه نصاري دربارة عيسي بن مريم، افراط كردند. همانا من، بندة خدا هستم. پس بگوييد: بندة خدا و فرستادة او».

باب(17): نزول عيسي بن مريم عليهما السلام
1423ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: قَالَ رَسُولُ الله (ص): «كَيْفَ أَنْتُمْ إِذَا نَزَلَ ابْنُ مَرْيَمَ فِيكُمْ وَإِمَامُكُمْ مِنْكُمْ». (بخارى:3449)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي گويد: رسول الله (ص)  فرمود: «حالتان چگونه خواهد بود زماني كه عيسي بن مريم عليه السلام در ميان شما نزول كند و امامتان از شما باشد». 
باب (18): آنچه كه دربارة بني اسرائيل آمده است
1424ـ عَنْ حُذَيْفَةَ (رض) قَالَ: سَمِعْتُ مِنْ رَسُولِ الله (ص) يَقُولُ: «إِنَّ مَعَ الدَّجَّالِ إِذَا خَرَجَ مَاءً وَنَارًا، فَأَمَّا الَّذِي يَرَى النَّاسُ أَنَّهَا النَّارُ فَمَاءٌ بَارِدٌ، وَأَمَّا الَّذِي يَرَى النَّاسُ أَنَّهُ مَاءٌ بَارِدٌ فَنَارٌ تُحْرِقُ، فَمَنْ أَدْرَكَ مِنْكُمْ فَلْيَقَعْ فِي الَّذِي يَرَى أَنَّهَا نَارٌ فَإِنَّهُ عَذْبٌ بَارِدٌ». (بخارى:3450)
ترجمه: خديفه (رض) مي گويد: شنيدم كه رسول الله (ص)  فرمود: «هنگامي كه دجال، ظهور مي كند، آب و آتش، ‌همراه خود دارد. ولي آنچه را كه مردم، آتش مي پندارند، در حقيقت، آبي خنك است. و آنچه را كه مردم، آنرا آب خنك مي پندارند، در حقيقت،‌آتشي سوزان است. پس اگر كسي از شما آن زمان را دريافت، به سراغ همان چيزي برود كه آنرا آتش‌ مي‌پندارد زيرا در واقع، آب سرد و گوارايي است».
1425ـ وَعَنْهُ (رض) قَالَ: سَمِعْتُ رَسُوْلَ اللهِ (ص) يَقُولُ: «إِنَّ رَجُلاً حَضَرَهُ الْمَوْتُ، فَلَمَّا يَئسَ مِنَ الْحَيَاةِ أَوْصَى أَهْلَهُ: إِذَا أَنَا مُتُّ فَاجْمَعُوا لِي حَطَبًا كَثِيرًا، وَأَوْقِدُوا فِيهِ نَارًا، حَتَّى إِذَا أَكَلَتْ لَحْمِي، وَخَلَصَتْ إِلَى عَظْمِي فَامْتُحِشَتْ، فَخُذُوهَا، فَاطْحَنُوهَا، ثُمَّ انْظُرُوا يَوْمًا رَاحًا فَاذْرُوهُ فِي الْيَمِّ، فَفَعَلُوا، فَجَمَعَهُ اللَّهُ، فَقَالَ لَهُ: لِمَ فَعَلْتَ ذَلِكَ؟ قَالَ: مِنْ خَشْيَتِكَ، فَغَفَرَ اللَّهُ لَهُ». (بخارى:3452)
ترجمه: حذيفه (رض) مي گويد: از رسول الله (ص)  شنيدم كه فرمود: «مردي در حالت احتضار بسر مي برد. پس هنگامي كه از زندگي نا اميد شد، به خانواده اش چنين وصيت كرد: زماني كه من فوت كردم، هيزم زيادي برايم جمع كنيد و مرا در آنها آتش بزنيد طوريكه آتش، گوشتم را نابود كند و به استخوانهايم برسد و مرا به طور كامل، بسوزاند. آنگاه، استخوانهايم را برداريد و آسيا كنيد و منتظر روزي بمانيد كه طوفان شود. سپس، آنها را در دريا بريزيد. آنها نيز چنين كردند. خداوند او را جمع كرد و فرمود: چرا چنين كردي؟ گفت: از ترس تو. در نتيجه، خداوند او را بخشيد».
1426ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «كَانَتْ بَنُو إِسْرَائيلَ تَسُوسُهُمُ الانْبِيَاءُ، كُلَّمَا هَلَكَ نَبِيٌّ خَلَفَهُ نَبِيٌّ، وَإِنَّهُ لا نَبِيَّ بَعْدِي، وَسَيَكُونُ خُلَفَاءُ فَيَكْثُرُونَ». قَالُوا: فَمَا تَأْمُرُنَا؟ قَالَ: «فُوا بِبَيْعَةِ الاوَّلِ فَالاوَّلِ، أَعْطُوهُمْ حَقَّهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ سَائلُهُمْ عَمَّا اسْتَرْعَاهُمْ». (بخارى:3455)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي گويد: نبي اكرم (ص) فرمود: «بني اسرائيل را پيامبران، رهبري‌ مي‌كردند. هر گاه، پيامبري فوت مي كرد، پيامبري ديگر، جانشين او مي شد. ولي بعد از من، پيامبري نخواهد آمد. البته جانشيناني مي آيند كه كارهاي زيادي (كه از اسلام نيستند) انجام     مي دهند». صحابه گفتند: پس دستور شما به ما چيست؟ فرمود: «شما به ترتيب، با هركس كه بيعت كرديد، به عهد خود، وفا كنيد و حقوق آنها را ادا نماييد. زيرا خداوند در مورد حقوق        زير دستان، آنها را باز خواست خواهد كرد».
1427ـ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ (رض): أَنَّ النَّبِيَّ (ص) قَالَ: «لَتَتَّبِعُنَّ سَنَنَ مَنْ قَبْلَكُمْ شِبْرًا بِشِبْرٍ، وَذِرَاعًا بِذِرَاعٍ، حَتَّى لَوْ سَلَكُوا جُحْرَ ضَبٍّ لَسَلَكْتُمُوهُ». قُلْنَا: يَا رسول الله، الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى. قَالَ: «فَمَنْ»؟ (بخارى:3456)
ترجمه: ابوسعيد خدري (رض) مي گويد: رسول اكرم (ص) فرمود: «شما وجب به وجب و ذراع به ذراع از روش پيشينيان، پيروي خواهيد كرد. حتي اگر آنان وارد سوراخ سوسماري شده باشند شما نيز وارد آن خواهيد شد». 
راوي مي گويد: گفتيم: اي رسول خدا! منظور از گذشتگان، يهود و نصارا است؟ فرمود: «پس چه كسي است»؟!
1428ـ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَمْرٍو رَضِيَ الله عَنْهُمَا: أَنَّ النَّبِيَّ (ص) قَالَ: «بَلِّغُوا عَنِّي وَلَوْ آيَةً، وَحَدِّثُوا عَنْ بَنِي إِسْرَائيلَ وَلا حَرَجَ، وَمَنْ كَذَبَ عَلَيَّ مُتَعَمِّدًا فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ». (بخارى:3461)
ترجمه: عبد الله‏ بن عمرو رضي الله عنهما مي گويد: نبي اكرم (ص)  فرمود: 