ْثِ، فَقَالَ: سَمِعْتُ النَّبِيَّ (ص) يَقُولُ: «لا يَدْخُلُ هَذَا بَيْتَ قَوْمٍ إِلاَّ أَدْخَلَهُ اللَّهُ الذُّلَّ». (بخارى: 2321)
ترجمه: ابو امامة باهلي (رض)  كه گاو آهن و برخي ديگر از آلات كشاورزي را ديد گفت: از نبي اكرم (ص)  شنيدم كه ‏فرمود: «در هر خانه‏اي كه اين (ابزار و آلات كشاورزي) وارد شود، خدا آنان را (اگر از احكام خدا غافل شوند)، دچار ذلت و خواري، خواهد كرد».

باب (3): نگهداري سگ براي كشاورزي
1064 ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «مَنْ أَمْسَكَ كَلْبًا فَإِنَّهُ يَنْقُصُ كُلَّ يَوْمٍ مِنْ عَمَلِهِ قِيرَاطٌ إِلاَّ كَلْبَ حَرْثٍ أَوْ مَاشِيَةٍ» وعـنه(رض)  في رواية: «إِلاَّ كَلْبَ غَنَمٍ أَوْ حَرْثٍ أَوْ صَيْدٍ». (بخارى: 2322)
ترجمه: از ابوهريره (رض) روايت است كه رسول الله (ص) فرمود: «هركس، سگي را نگه دارد، روزي يك قيراط از اعمال او، كاسته مي‏شود مگر اينكه براي (حراست)از كشاورزي و يا دامداري، باشد». و در روايتي ديگر آمده است كه : «مگر اينكه براي (حراست)از كشاورزي و يا دامداري  و يا اينكه سگ شكاري، باشد». 

باب (4): استفاده از گاو براي كشاورزي 
1065 ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «بَيْنَمَا رَجُلٌ رَاكِبٌ عَلَى بَقَرَةٍ الْتَفَتَتْ إِلَيْهِ فَقَالَتْ: لَمْ أُخْلَقْ لِهَذَا، خُلِقْتُ لِلْحِرَاثَةِ، قَالَ: آمَنْتُ بِهِ أَنَا وَأَبُو بَكْرٍ وَعُمَرُ، وَأَخَذَ الذِّئْبُ شَاةً فَتَبِعَهَا الرَّاعِي، فَقَالَ لَهُ الذِّئْبُ: مَنْ لَهَا يَوْمَ السَّبُعِ، يَوْمَ لا رَاعِيَ لَهَا غَيْرِي، قَالَ: آمَنْتُ بِهِ أَنَا وَأَبُو بَكْرٍ وَعُمَرُ». (بخارى:2324)
ترجمه: از ابوهريره (رض) روايت است كه نبي ‏اكرم (ص) فرمود: «در حالي كه مردي، سوار بر گاوي بود، گاو، به طرف آن شخص، نگاه كرد و گفت: من، براي سواري، آفريده نشده ام. بلكه براي زراعت و شخم زدن، آفريده شده ام». و رسول‏الله (ص) فرمود: «من و ابوبكر و عمر به اين سخن، ايمان آورديم. همچنين، گرگي، گوسفندي را گرفت و فرار كرد. چوپان، گرك را دنبال كرد. گرگ به او گفت: امروز تو گوسفند را رهانيدي. اما روز درندگان، كه چوپاني بجز من،  وجود ندارد، چه كسي آن را از چنگال من، نجات مي دهد»؟ رسول‏الله (ص) دوباره، فرمود: «من و ابوبكر و عمر به اين سخن، ايمان آورديم».

باب (5): اگر كسي بگويد: كارهاي نخلستان را 
انجام بده و شريك محصول آن، باش
1066 ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: قَالَتِ الأَنْصَارُ لِلنَّبِيِّ (ص): اقْسِمْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ إِخْوَانِنَا النَّخِيلَ، قَالَ: «لا». فَقَالُوا: تَكْفُونَا الْمَئُونَةَ وَنَشْرَكْكُمْ فِي الثَّمَرَةِ. قَالُوا: سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا. (بخارى: 2325)
ترجمه: از ابوهريره (رض) روايت است كه: انصار به نبي ‏اكرم (ص)  گفتند: نخلستانها را ميان ما و برادران مهاجرمان، تقسيم كن. رسول ‏الله (ص) فرمود: «خير». سپس، انصار به مهاجرين گفتند: شما در باغ‏ها كار كنيد ما نيز شما را در محصولات آن، شريك خواهيم كرد. مهاجرين گفتند: اين پيشنهاد را مي پذيريم.
1067 ـ عَنْ رَافِعِ بْنِ خَدِيجٍ (رض)  قَالَ: كُنَّا أَكْثَرَ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مُزْدَرَعًا، كُنَّا نُكْرِي الأَرْضَ بِالنَّاحِيَةِ مِنْهَا مُسَمًّى لِسَيِّدِ الأَرْضِ، قَالَ: فَمِمَّا يُصَابُ ذَلِكَ وَتَسْلَمُ الأَرْضُ وَمِمَّا يُصَابُ الأَرْضُ وَيَسْلَمُ ذَلِكَ، فَنُهِينَا، وَأَمَّا الذَّهَبُ وَالْوَرِقُ فَلَمْ يَكُنْ يَوْمَئِذٍ. (بخارى: 2327)
ترجمه: رافع بن خديج (رض) مي‏گويد: ما در ميان مردم مدينه، بيشتر از همه، زمين كشاورزي داشتيم. و زمين هايمان را در برابر قطعة معيني، به اجاره مي داديم. (بدين معني كه قطعة خاصي را براي ما، كشت كنند. و بقيه را براي خود، بكارند). راوي مي گويد: چه بسا، آن قطعه معين، دچار آفت مي شد و باقيماندة زمين، سالم مي ماند. و چه بسا كه زمين، دچار آفت مي شد و آن قطعه معين، سالم مي ماند. (رسول خدا (ص) ) ما را اين كار، منع فرمود. گفتني است كه اجاره دادن در برابر طلا و نقره، در آن زمان، رواج نداشت.

باب (6): مزارعه در برابر نصف محصول
1068 ـ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عُمَرَ رَضِي اللَّه عَنْهمَا: أَنَّ النَّبِيَّ (ص) عَامَلَ خَيْبَرَ بِشَطْرِ مَا يَخْرُجُ مِنْهَا مِنْ ثَمَرٍ أَوْ زَرْعٍ، فَكَانَ يُعْطِي أَزْوَاجَهُ مِائَةَ وَسْقٍ، ثَمَانُونَ وَسْقَ تَمْرٍ وَعِشْرُونَ وَسْقَ شَعِيرٍ. (بخارى: 2328)
ترجمه: عبد الله بن عمر رضي الله عنهما مي‏گويد: نبي اكرم (ص) خيبر را در برابر نصف محصولات آن، بصورت مزارعه، در اختيار كشاورزان قرار داد. سپس، صد وسق از محصولات را به همسرانش مي‏داد، كه هشتاد وسق خرما و بيست وسق جو بود.
1069 ـ عن ابْن عَبَّاسٍ رَضِي اللَّه عَنْهمَا: أَنَّ النَّبِيَّ (ص) لَمْ يَنْهَ عَنِ الكِراءِ وَلَكِنْ قَالَ: «أَنْ يَمْنَحَ أَحَدُكُمْ أَخَاهُ خَيْرٌ لَهُ مِنْ أَنْ يَأْخُذَ عَلَيْهِ خَرْجًا مَعْلُومًا». (بخارى:2330)
ترجمه: عبد الله بن عباس  رضي الله عنهما مي‏گويد: رسول ‏الله (ص) از اجاره دادن زمين، منع  نكرد. بلكه فرمود كه: «اگر شما زمين را بطور رايگان در اختيار برادرتان قرار دهيد، بهتر است از اينكه در ازاي آن، محصول معيني دريافت كنيد».

باب (7): وقف، خراج، مزارعه ومعاملة اصحاب رسول خدا (ص)
1070 ـ عَنْ عُمَرَ (رض) أنَّهُ قَالَ: لَوْلا آخِرُ الْمُسْلِمِينَ مَا فَتَحْتُ قَرْيَةً إِلاَّ قَسَمْتُهَا بَيْنَ أَهْلِهَا كَمَا قَسَمَ النَّبِيُّ (ص) خَيْبَرَ. (بخارى: 2334)
ترجمه: از عمر(رض) روايت است كه فرمود: اگر در فكر مسلمانان بعدي نمي‏بودم، هر سرزميني را كه فتح مي‏كردم، ميان اهالي آنجا، تقسيم مي نمودم همان‏گونه كه نبي اكرم (ص) زمين خيبر را تقسيم نمودند.

باب (8): اگر زمين باير را كسي آباد كند، مالك آن مي‏شود
1071 ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِي اللَّه عَنْهَا عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «مَنْ أَعْمَرَ أَرْضًا لَيْسَتْ لأَحَدٍ، فَهُوَ أَحَقُّ». (بخارى: 2335)
ترجمه: از عايشه رضي ‏الله‏ عنها روايت است كه نبي ‏اكرم (ص) فرمود: «هركس، زميني را كه  صاحبي نداشته باشد، آباد كند، (از هر كسي) مستحق تر است».
1072 ـ عَنِ ابْنِ عُمَرَ رَضِي اللَّه عَنْهمَا قَالَ: أَجْلَى عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ (رض) الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى مِنْ أَرْضِ الْحِجَازِ، وَكَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) لَمَّا ظَهَرَ عَلَى خَيْبَرَ أَرَادَ إِخْرَاجَ الْيَهُودِ مِنْهَا وَكَانَتِ الأَرْضُ حِينَ ظَهَرَ عَلَيْهَا لِلَّهِ وَلِرَسُولِهِ (ص) وَلِلْمُسْلِمِينَ، وَأَرَادَ إِخْرَاجَ الْيَهُودِ مِنْهَا، فَسَأَلَتِ الْيَهُودُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) لِيُقِرَّهُمْ بِهَا أَنْ يَكْفُوا عَمَلَهَا، وَلَهُمْ نِصْفُ الثَّمَرِ، فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «نُقِرُّكُمْ بِهَا عَلَى ذَلِكَ مَا شِئْنَا» فَقَرُّوا بِهَا حَتَّى أَجْلاهُمْ عُمَر