سول خدا (ص)  فرمود: «آيا چيزي باقي گذاشته است»؟ گفتند: خير. پرسيد: «آيا بدهكاري دارد »؟ گفتند: سه دينار بدهكار است. رسول ‏الله (ص) فرمود: «بر رفيقتان، نماز جنازه بخوانيد». ابوقتاده (رض) گفت: اي رسول‏خدا! بر او، نماز بخوان. پرداخت بدهي او، به عهدة من است. آنگاه، رسول خدا (ص) بر وي، نماز خواند. 

باب (3): خداوند مي فرمايد: ( والذين عقدت أيمانكم فآتوهم نصيبهم) 
يعني با كساني كه پيمان بسته ايد، سهميه شان را بدهيد
1053 ـ عن أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (ص): أَنَّهُ قِيلَ لَهُ: أَبَلَغَكَ أَنَّ النَّبِيَّ (ص) قَالَ: «لا حِلْفَ فِي الإِسْلامِ»؟ فَقَالَ: قَدْ حَالَفَ النَّبِيُّ (ص) بَيْنَ قُرَيْشٍ وَالأَنْصَارِ فِي دَارِي. (بخارى: 2294)
ترجمه: از انس بن مالك (رض) روايت است كه از وي پرسيدند: آيا اين حديث رسول‏الله  (ص) كه فرمود: «در اسلام عهد و پيماني، بسته نشده است»، به تو رسيده است؟ انس بن مالك گفت: رسول ‏الله (ص) در خانة من، ميان قريش و انصار، عهد و پيمان برقرار نمود.

باب (4): كسي كه ضامن اداي وام ميتي بشود، نمي تواند از تعهد خود بازگردد
1054 ـ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ رَضِي اللَّه عَنْهما قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ (ص): «لَوْ قَدْ جَاءَ مَالُ الْبَحْرَيْنِ قَدْ أَعْطَيْتُكَ هَكَذَا وَهَكَذَا وَهَكَذَا» فَلَمْ يَجِئْ مَالُ الْبَحْرَيْنِ حَتَّى قُبِضَ النَّبِيُّ (ص) فَلَمَّا جَاءَ مَالُ الْبَحْرَيْنِ أَمَرَ أَبُو بَكْرٍ فَنَادَى: مَنْ كَانَ لَهُ عِنْدَ النَّبِيِّ (ص) عِدَةٌ أَوْ دَيْنٌ فَلْيَأْتِنَا فَأَتَيْتُهُ، فَقُلْتُ: إِنَّ النَّبِيَّ (ص) قَالَ: لِي كَذَا وَكَذَا فَحَثَى لِي حَثْيَةً فَعَدَدْتُهَا فَإِذَا هِيَ خَمْسُ مِائَةٍ وَقَالَ خُذْ مِثْلَيْهَا. (بخارى:2296)
ترجمه: جابر بن عبد الله رضي الله عنهما مي‏گويد: نبي اكرم (ص) فرمود: «اگر مال بحرين  برسد، اين قدر و اين قدر اين قدر، به تو خواهم داد». اما مال بحرين نرسيد تا اينكه رسول ‏الله (ص) رحلت كرد. وقتي اموال بحرين رسيد، ابوبكر(رض) دستور داد، اعلام كنند: هركس كه رسول ‏الله (ص)  به او وعده داده، يا از آنحضرت (ص) قرضي مي خواهد، نزد ما بيايد. جابر بن عبد الله (رض) مي‏گويد: نزد ابوبكر (رض) رفتم و گفتم: رسول ‏الله به من چنين فرمود: (كه اگر مال بحرين بيايد، فلان مبلغ را به تو خواهم داد). ابوبكر (رض) يك مشت پر، به من داد. و بعد از شمردن، ديدم كه پانصد درهم هستند. سپس، فرمود: دو برابر آنچه به تو دادم، بردار.

 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:960.txt">باب (1): در بارة وكالت شريك </a><a class="text" href="w:text:961.txt">باب (2): اگر چوپان يا وكيل گوسفندي را در حال مردن يا چيزي را در حال فاسد شدن ديد، گوسفند را ذبح نمايد و  مانع فاسد شدن آن چيز شود</a><a class="text" href="w:text:962.txt">باب (3): وكالت در پرداخت بدهي‏ها</a><a class="text" href="w:text:963.txt">باب (4): هبه كردن به وكيل يا به كسي كه برايش سفارش شده است</a><a class="text" href="w:text:964.txt">باب (5): اگر موكل راضي باشد، وكيل مي‏تواند به كسي چيزي بدهد </a><a class="text" href="w:text:965.txt">باب (6): اگر وكيل، كالاي معيوبي را بفروشد، معامله‏اش صحيح نيست</a><a class="text" href="w:text:966.txt">باب (7): وكالت در اجراي حدود </a></body></html>باب (20): كسي كه يك سخن را براي اينكه مردم بفهمند سه بار تكرار مي كند
82 ـ عَنْ أَنَسٍ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص): أَنَّهُ كَانَ إِذَا سَلَّمَ سَلَّمَ ثَلاثًا، وَإِذَا تَكَلَّمَ بِكَلِمَةٍ أَعَادَهَا ثَلاثًا، حَتَّى تُفْهَمْ عَنْهُ. (بخارى:94)
ترجمه: انس (رض) روايت ميكند كه پيامبر (ص)  وقتي كه سلام مي كرد، سه بار آنرا تكرار مي نمود. و هرگاه، سخني مي گفت، آنرا سه بار تكرار ميكرد تا مردم، آنرا خوب بفهمند. 

باب (1): در بارة وكالت شريك 
1055 ـ عَنْ عُقْبَةَ بْنِ عَامِرٍ (رض) أَنَّ النَّبِيَّ (ص) أَعْطَاهُ غَنَمًا يَقْسِمُهَا عَلَى صَحَابَتِهِ فَبَقِيَ عَتُودٌ فَذَكَرَهُ لِلنَّبِيِّ (ص) فَقَالَ: «ضَحِّ بِهِ أَنْتَ». (بخارى: 2300)
ترجمه: عقبه بن عامر(رض) مي گويد: نبي ‏اكرم (ص) چند گوسفند به من داد تا آنها را ميان صحابه، تقسيم نمايم. پس از تقسيم گوسفندان، يك بزغاله باقي ماند. من آنرا به اطلاع رسول ‏اكرم (ص) رسانيدم. فرمود: «اين را خودت، قرباني كن».

باب (2): اگر چوپان يا وكيل گوسفندي را در حال مردن يا چيزي را در حال فاسد شدن ديد، گوسفند را ذبح نمايد و  مانع فاسد شدن آن چيز شود
1056 ـ عَنْ كَعْبِ بْنِ مَالِكٍ (رض) أَنَّهُ كَانَتْ لَهُمْ غَنَمٌ تَرْعَى بِسَلْعٍ فَأَبْصَرَتْ جَارِيَةٌ لَنَا بِشَاةٍ مِنْ غَنَمِنَا مَوْتًا فَكَسَرَتْ حَجَرًا فَذَبَحَتْهَا بِهِ، فَقَالَ لَهُمْ: لا تَأْكُلُوا حَتَّى أَسْأَلَ النَّبِيَّ (ص) أَوْ أُرْسِلَ إِلَى النَّبِيِّ (ص) مَنْ يَسْأَلُهُ، وَأَنَّهُ سَأَلَ النَّبِيَّ (ص) عَنْ ذَاكَ أَوْ أَرْسَلَ فَأَمَرَهُ بِأَكْلِهَا. (بخارى:2304)
ترجمه: كعب بن مالك (رض) روايت مي كند كه وي تعدادي گوسفند داشت كه در منطقة سلع، مشغول چرا بودند. كنيزي، يكي از گوسفندان ما را در حال مردن، ديد. سنگي را دو نيم كرد و بوسيلة آن، گوسفند را ذبح نمود. كعب به مردم گفت: آنرا نخوريد تا از رسول خدا (ص) بپرسم يا كسي را نزد آنحضرت (ص) بفرستم تا از ايشان بپرسد. سرانجام، كعب از رسول خدا (ص) در اين باره پرسيد يا كسي را فرستاد تا بپرسد. رسول خدا (ص) دستور داد تا آن را بخورند.

باب (3): وكالت در پرداخت بدهي‏ها
1057 ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) أَنَّ رَجُلاً أَتَى النَّبِيَّ (ص) يَتَقَاضَاهُ فَأَغْلَظَ، فَهَمَّ بِهِ أَصْحَابُهُ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «دَعُوهُ فَإِنَّ لِصَاحِبِ الْحَقِّ مَقَالاً» ثُمَّ قَالَ: «أَعْطُوهُ سِنًّا مِثْلَ سِنِّهِ» قَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ إِلاَّ أَمْثَلَ مِنْ سِنِّهِ فَقَالَ: «أَعْطُوهُ فَإِنَّ مِنْ خَيْرِكُمْ أَحْسَنَكُمْ قَضَاءً». (بخارى: 2306)
ترجمه: از ابوهريره (رض) روايت است كه: شخصي، نزد نبي ‏اكرم (ص) آمد و  با لحن تندي، دَين خود را از ايشان، مطالبه كرد. صحابه (رض) خواستند او را تنبيه كنند. اما رسول الله (ص) فرمود: «او را رها كنيد زيرا صاحب حق، حق سخن گفتن دارد». سپس، فرمود: «شتري مانند شترش به او بدهيد». صحابه گفتند: اي رسول‏خدا! شتري مثل شتر او، وجود ندارد. ولي شتر بهتر، وجود دارد. رسول ‏اكرم (ص) فرمود: «همان را به او بدهيد. زيرا بهترين شما، كسي است كه بدهي‏هايش را به نحو احسن، بپردازد».

باب (4): هبه كردن به وكيل يا به كسي كه برايش سفارش شده است
1058 ـ عَنِ الْمِسْوَرِ بْنِ مَخْرَمَةَ (رض): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَامَ حِينَ جَاءَهُ وَفْدُ هَوَازِنَ مُسْلِمِينَ فَسَأَلُوهُ أَنْ يَرُدَّ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ وَسَبْيَهُمْ، فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «أَحَبُّ الْحَدِيثِ إِلَيَّ أَصْدَقُهُ، فَاخْتَارُوا إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ، إِمَّا السَّبْيَ، وَإِمَّا الْمَالَ، وَقَدْ كُنْتُ اسْتَأْنَيْتُ بِكُمْ » وَ