د و گفت: اي پيامبر خدا! بدليل غفلت و ناآگاهي، قبل از اينكه رَمي جمره كنم، ذبح كرده ام؟ رسول الله (ص) فرمود: «مانعي ندارد». راوي (ابن عمرو) مي‏گويد: آن روز، هر كس هر حكمي را پس و پيش نموده بود و از رسول الله (ص) در بارة آن سؤال مي كرد، رسول الله (ص) در جواب مي فرمود: «انجام بده و اشكالي ندارد».
 
باب (30): آنچه دربارة فروش و احتكار مواد خوراكي آمده است
1009 ـ عَنْ ابن عمر رَضِي اللَّه عَنْهما قَالَ: رَأَيْتُ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ الطَّعَامَ مُجَازَفَةً، يُضْرَبُونَ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ (ص) أَنْ يَبِيعُوهُ حَتَّى يُؤْوُوهُ إِلَى رِحَالِهِمْ. (بخارى: 2131)
ترجمه: عبد الله بن عمر رضي الله عنهما مي‏گويد: در زمان رسول خدا (ص) كساني كه بدون وزن و از روي تخمين، مواد خوراكي را مي خريدند و قبل از قبض (در اختيار گرفتن)، آنرا به ديگران ميفروختند، تنبيه مي شدند.
1010 ـ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِي اللَّه عَنْهمَا: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) نَهَى أَنْ يَبِيعَ الرَّجُلُ طَعَامًا حَتَّى يَسْتَوْفِيَهُ، قِيلَ لابْنِ عَبَّاسٍ: كَيْفَ ذَاكَ؟ قَالَ: ذَاكَ دَرَاهِمُ بِدَرَاهِمَ وَالطَّعَامُ مُرْجَأٌ». (بخارى: 2132)
ترجمه: ابن عباس رضي الله عنهما روايت مي كند كه: رسول الله (ص) مردم را از فروختن مواد خوراكي، قبل از اينكه آن را قبض كنند (تحويل بگيرند)، منع فرمود. از ابن عباس رضي الله عنهما پرسيدند: يعني چگونه؟ فرمود: بدين معني كه پول در مقابل پول، پرداخت شود ولي تحويل مواد خوراكي به تاخير بيافتد. (يعني مثلا گندم را قبل از اينكه از فروشنده تحويل بگيرد، بفروشد).
1011 ـ عَنْ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ (رض): يُخْبِرُ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (ص) قَالَ: «الذَّهَبُ بِالذَّهَبِ رِبًا إِلاَّ هَاءَ وَهَاءَ، وَالْبُرُّ بِالْبُرِّ رِبًا إِلاَّ هَاءَ وَهَاءَ، وَالتَّمْرُ بِالتَّمْرِ رِبًا، إِلاَّ هَاءَ وَهَاءَ، وَالشَّعِيرُ بِالشَّعِيرِ رِبًا إِلاَّ هَاءَ وَهَاءَ». (بخارى: 2134)
ترجمه: عمر بن خطاب (رض) از رسول الله (ص) نقل مي كند كه فرمود: «فروختن طلا در مقابل طلا، و گندم در مقابل گندم، و خرما در مقابل خرما، و جَو در مقابل جَو، ربا است مگر اينكه دست به دست باشد».

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:912.txt">باب (31): مسلمان نبايد  معامله برادر مسلمانش را بهم زند تا خود،  معامله كند مگر اينكه او اجازه دهد يا صرف نظر كند</a><a class="text" href="w:text:913.txt">باب (32): فروش مزايده</a><a class="text" href="w:text:914.txt">باب (33): معاملة فريبكارانه و فروش حيوان درشكم مادرش</a><a class="text" href="w:text:915.txt">باب (34): منع كردن فروشنده از اينكه شير شتر يا  گاو يا گوسفند را در پستانهايشان ذخيره كند</a><a class="text" href="w:text:916.txt">باب (35): فروختن غلام زناكار</a><a class="text" href="w:text:917.txt">باب (36): آيا شهرنشين كالاي باديه نشين را بدون اجر بفروشد؟  و به وي (در اين مورد) كمك كند و يا نصيحت نمايد؟</a><a class="text" href="w:text:918.txt">باب (37): نهي از رفتن به پيشباز كاروان تجاري </a><a class="text" href="w:text:919.txt">باب (38): فروش كشمش در مقابل كشمش و  مواد خوراكي در مقابل مواد خوراكي </a><a class="text" href="w:text:920.txt">باب (39): فروش جَو در مقابل جو</a><a class="text" href="w:text:921.txt">باب (40): فروختن طلا به طلا</a></body></html>باب (31): مسلمان نبايد  معامله برادر مسلمانش را بهم زند تا خود،
 معامله كند مگر اينكه او اجازه دهد يا صرف نظر كند
1012 ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: نَهَى رَسُولُ اللَّهِ (ص) أَنْ يَبِيعَ حَاضِرٌ لِبَادٍ، وَلا تَنَاجَشُوا وَلا يَبِيعُ الرَّجُلُ عَلَى بَيْعِ أَخِيهِ، وَلا يَخْطُبُ عَلَى خِطْبَةِ أَخِيهِ، وَلا تَسْأَلُ الْمَرْأَةُ طَلاقَ أُخْتِهَا لِتَكْفَأَ مَا فِي إِنَائِهَا. (بخارى: 2140)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي گويد: رسول ‏الله (ص) از اينكه فرد شهر نشين، (بعنوان دلال) كالاي  فرد روستايي را بفروش رساند، منع كرده است. و نيز فرمود كه وارد معاملة كسي، به قصد افزايش قيمت، نشويد. و همچنين شخص، معاملة برادر مسلمانش را بخاطر خود، بهم نزند. و هيچ كس به خواستگاري كسي كه برادر مسلمانش از او خواستگاري كرده، نرود. و هيچ زني متقاضي طلاق خواهر مسلمانش، به نفع خود نگردد.

باب (32): فروش مزايده
1013 ـ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ رَضِي اللَّه عَنْهمَا: أَنَّ رَجُلاً أَعْتَقَ غُلامًا لَهُ عَنْ دُبُرٍ فَاحْتَاجَ، فَأَخَذَهُ النَّبِيُّ (ص) فَقَالَ: «مَنْ يَشْتَرِيهِ مِنِّي»؟ فَاشْتَرَاهُ نُعَيْمُ بْنُ عَبْدِاللَّهِ بِكَذَا وَكَذَا فَدَفَعَهُ إِلَيْهِ. (بخارى: 2141)
ترجمه: از جابر بن عبد الله رضي الله عنهما روايت است كه شخصي، غلامش را مُدبَّر نمود. (يعني گفت: پس از مرگ من، تو آزادي). ولي بعداً محتاج شد. رسول خدا (ص) اعلام كرد كه چه كسي اين غلام را مي خرد؟ نعيم بن عبد الله آنرا در مقابل مبلغي، خريداري نمود. و آنحضرت (ص) قيمتش را به مالكش، تحويل داد.

باب (33): معاملة فريبكارانه و فروش حيوان درشكم مادرش
1014 ـ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عُمَرَ رَضِي اللَّه عَنْهمَا: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) نَهَى عَنْ بَيْعِ حَبَلِ الْحَبَلَةِ، وَكَانَ بَيْعًا يَتَبَايَعُهُ أَهْلُ الْجَاهِلِيَّةِ، كَانَ الرَّجُلُ يَبْتَاعُ الْجَزُورَ إِلَى أَنْ تُنْتَجَ النَّاقَةُ ثُمَّ تُنْتَجُ الَّتِي فِي بَطْنِهَا. (بخارى: 2143)
ترجمه: از عبد الله بن عمر رضي الله عنهما روايت است كه: رسول ‏الله (ص) از بيع ‏حبل الحبله كه در زمان جاهليت رواج داشت، منع فرمود. و آن، چنين بود كه شخصي، شتر ماده‏اي را مي‏خريد و شرط ميگذاشت كه هرگاه شتر، بچه‏اي بزايد و بعد، آن بچه شتر، بزرگ شود و بچه‏اي بزايد، آنگاه، قيمت آنرا بپردازد.

باب (34): منع كردن فروشنده از اينكه شير شتر يا 
گاو يا گوسفند را در پستانهايشان ذخيره كند
1015 ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) : «لا تُصَرُّوا الإِبِلَ وَالْغَنَمَ، فَمَنِ ابْتَاعَهَا بَعْدُ، فَإِنَّهُ بِخَيْرِ النَّظَرَيْنِ بَعْدَ أَنْ يَحْتَلِبَهَا، إِنْ شَاءَ أَمْسَكَ، وَإِنْ شَاءَ رَدَّهَا وَصَاعَ تَمْرٍ». (بخارى: 2148)
ترجمه: از ابوهريره (رض) روايت است كه نبي اكرم (ص) فرمود: «شير شتر و گوسفند را (بقصد فريب دادن مشتري) در پستانشان ذخيره نكنيد. و هر كس چنين حيواني را خريد و دوشيد، بعد از آن، مختار است كه آنرا بپذيرد يا به صاحبش برگرداند و يك صاع خرما (در مقابل شيري كه دوشيده است) به او بدهد.

باب (35): فروختن غلام زناكار
1016 ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ (ص): «إِذَا زَنَتِ الأَمَةُ فَتَبَيَّنَ زِنَاهَا فَلْيَجْلِدْهَا وَلا يُثَرِّبْ، ثُمَّ إِنْ زَنَتْ فَلْيَجْلِدْهَا وَلا يُثَرِّبْ، ثُمَّ إِنْ زَنَتِ الثَّالِثَةَ فَلْيَبِعْهَا وَلَوْ بِحَبْلٍ مِنْ شَعَرٍ». (بخارى: 2152)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي‏گويد: نبي اكرم (ص) فرمود: «هرگاه، كنيز كسي زنا كند و كارش ‏ثابت شود او را شلاق بزند و به سرزنش اكتفا نكند. بار