ض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «يَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لا يُبَالِي الْمَرْءُ مَا أَخَذَ مِنْهُ أَمِنَ الْحَلالِ أَمْ مِنَ الْحَرَامِ». (بخارى: 2059)
ترجمه: از ابوهريره (رض) روايت است كه نبي ‏اكرم (ص) فرمود: «روزگاري فرا خواهد رسيد كه مردم ‌‌اهميت نمي دهند كه آنچه بدستشان مي رسد از راه حلال است يا حرام».

باب (6): تجارت منسوجات
981 ـ عَنْ الْبَرَاءَ بْنَ عَازِبٍ وَزَيْدَ بْنَ أَرْقَمَ قَالا: كُنَّا تَاجِرَيْنِ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ (ص)، فَسَأَلْنَا رَسُولَ اللَّهِ (ص) عَنِ الصَّرْفِ. فَقَالَ: «إِنْ كَانَ يَدًا بِيَدٍ فَلا بَأْسَ، وَإِنْ كَانَ نَسَاءً فَلا يَصْلُحُ». (بخارى: 2061)
ترجمه: زيد بن ارقم و براء بن عازب رضي الله عنهما مي‏فرمايند: در زمان رسول ‏الله (ص) تجارت مي‏كرديم. در مورد صرافي (معامله پول با پول)، از رسول ‏الله (ص) پرسيديم. فرمود: «اگر معامله، نقدي باشد، مانعي ندارد ولي اگر نسيه‏ باشد، درست نيست».

باب (7): بيرون رفتن براي تجارت
982 ـ عَنْ أَبَي مُوسَى الأَشْعَرِيَّ (رض): أنه اسْتَأْذَنَ عَلَى عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ (رض) فَلَمْ يُؤْذَنْ لَهُ، وَكَأَنَّهُ كَانَ مَشْغُولاً فَرَجَعَ أَبُو مُوسَى، فَفَرَغَ عُمَرُ، فَقَالَ: أَلَمْ أَسْمَعْ صَوْتَ عَبْدِاللَّهِ بْنِ قَيْسٍ ائْذَنُوا لَهُ، قِيلَ: قَدْ رَجَعَ، فَدَعَاهُ فَقَالَ: كُنَّا نُؤْمَرُ بِذَلِكَ، فَقَا لَ: تَأْتِينِي عَلَى ذَلِكَ بِالْبَيِّنَةِ، فَانْطَلَقَ إِلَى مَجْلِسِ الأَنْصَارِ، فَسَأَلَهُمْ. فَقَالُوا: لا يَشْهَدُ لَكَ عَلَى هَذَا إِلاَّ أَصْغَرُنَا أَبُو سَعِيدٍ الْخُدْرِيُّ، فَذَهَبَ بِأَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ، فَقَالَ عُمَرُ: أَخَفِيَ هَذَا عَلَيَّ مِنْ أَمْرِ رَسُولِ اللَّهِ (ص)، أَلْهَانِي الصَّفْقُ بِالأَسْوَاقِ، يَعْنِي الْخُرُوجَ إِلَى تِجَارَةٍ. (بخارى: 2062)
ترجمه: از ابوموسي اشعري (رض) روايت است كه وي اجازه خواست تا نزد عمر(رض) برود. ظاهراً عمر مشغول كاري بود و به ايشان، اجازه داده نشد. ابوموسي برگشت. وقتي عمر(رض) فارغ شد، گفت: آيا صداي عبد الله بن قيس (ابوموسي) نبود كه من شنيدم؟ به او اجازه دهيد تا بيايد. گفتند: برگشته است. عمر(رض) او را طلبيد و (علت برگشتنش را از او جويا شد). ابوموسي گفت: آنحضرت (ص) به ما چنين امر فرموده است (كه اگر اجازه ندادند برگرديد). عمر(رض) گفت: براي اين (ادعاي خود) گواه بياور. ابوموسي به مجلس انصار رفت و از آنها (در اين مورد)، پرسيد. گفتند: كوچكترين فرد ما كه ابوسعيد است، براين مطلب، گواهي خواهد داد. او (ابوموسي) ابوسعيد را نزد عمر(رض) برد. عمر (با تعجب) فرمود: آيا چنين دستوري از رسول خدا (ص) بر من پوشيده مانده است؟ و افزود كه داد و ستد در بازار مرا از (شنيدن) آن باز داشته است. يعني تجارت باعث شده بود كه كمتر در مجلس رسول خدا (ص)  حاضر بشوم.

باب (8): كسي كه خواهان گشايش روزي، باشد
983ـ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض) قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ: «مَنْ سَرَّهُ أَنْ يُبْسَطَ لَهُ فِي رِزْقِهِ، أَوْ يُنْسَأَ لَهُ فِي أَثَرِهِ، فَلْيَصِلْ رَحِمَهُ». (بخارى: 2067)
ترجمه: انس بن مالك (رض) مي گويد: شنيدم كه رسول الله (ص) فرمود: «هركس كه مي خواهد روزي اش زياد گردد و عمرش طولاني شود، بايد كه صله رحم داشته باشد».

باب (9) : خريد كالاي نسيه توسط رسول خدا (ص) 
984 ـ عَنْ أَنَسٍ (رض): أَنَّهُ مَشَى إِلَى النَّبِيِّ (ص) بِخُبْزِ شَعِيرٍ وَإِهَالَةٍ سَنِخَةٍ، وَلَقَدْ رَهَنَ النَّبِيُّ (ص) دِرْعًا لَهُ بِالْمَدِينَةِ عِنْدَ يَهُودِيٍّ، وَأَخَذَ مِنْهُ شَعِيرًا لأَهْلِهِ، وَلَقَدْ سَمِعْتُهُ يَقُولُ: «مَا أَمْسَى عِنْدَ آلِ مُحَمَّدٍ (ص) صَاعُ بُرٍّ وَلا صَاعُ حَبٍّ وَإِنَّ عِنْدَهُ لَتِسْعَ نِسْوَةٍ». (بخارى: 2069)
ترجمه: انس (رض) مي‏گويد: مقداري نان جو با كمي روغن بدبو، خدمت رسول الله (ص) بردم. آنحضرت (ص) زره اش را نزد فردي يهودي به رهن نهاده و از او قدري جو براي توشة عيالش گرفته بود. انس (رض) مي‏گويد: از رسول ‏الله (ص)  شنيدم كه مي‏فرمود: «هرگز يك صاع گندم ويا يك صاع از ديگر حبوبات، تا وقت شب، نزد آل محمد باقي نمانده است. حال آنكه ايشان نُه همسر دارد».
باب (10): خوردن از دست رنج خويش
985 ـ عَنِ الْمِقْدَامِ (رض) عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (ص) قَالَ: «مَا أَكَلَ أَحَدٌ طَعَامًا قَطُّ خَيْرًا مِنْ أَنْ يَأْكُلَ مِنْ عَمَلِ يَدِهِ، وَإِنَّ نَبِيَّ اللَّهِ دَاوُدَ (ع)، كَانَ يَأْكُلُ مِنْ عَمَلِ يَدِهِ». (بخارى: 2072)
ترجمه: از مقدام (رض) روايت است كه رسول ‏اكرم (ص) فرمود: «هرگز كسي غذايي بهتر از غذاي دست رنجش، نخورده است. و همانا داوود ؛پيامبر خدا (ع)؛ هميشه از دست رنج خود، غذا مي خورد».

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:890.txt">باب (11): سهل ‏گيري در خريد و فروش و در طلب حق خويش</a><a class="text" href="w:text:891.txt">باب (12): مهلت دادن به ثروتمند</a><a class="text" href="w:text:892.txt">باب (13): بيان عيب كالا در تجارت، موجب بركت است</a><a class="text" href="w:text:893.txt">باب (14): فروختن خرماي مخلوط </a><a class="text" href="w:text:894.txt">باب (15): ربا خوار</a><a class="text" href="w:text:895.txt">باب (16): خداوند، ربا را از بين مي برد و صدقات را بركت مي دهد </a><a class="text" href="w:text:896.txt">باب (17): دربارة آهنگر و صنعتگر</a><a class="text" href="w:text:897.txt">باب (18): دربارة خياط</a><a class="text" href="w:text:898.txt">باب (19): خريدن چارپايان و الاغ</a><a class="text" href="w:text:899.txt">باب (20): خريدن شتران بيمار</a></body></html>باب (13): از بين رفتن علم و بروز جهل و ناداني
71 ـ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «إِنَّ مِنْ أَشْرَاطِ السَّاعَةِ: أَنْ يُرْفَعَ الْعِلْمُ وَيَثْبُتَ الْجَهْلُ وَيُشْرَبَ الْخَمْرُ وَيَظْهَرَ الزِّنَا». (بخارى:80)
ترجمه: از انس بن مالك (رض) روايت است كه رسول الله (ص) فرمود: «از جمله نشانه‏هاي قيامت اين است كه جهل و ناداني فراگير خواهد شد و علم و دانش از بين خواهد رفت. و زنا و شراب خواري آشكار و علني انجام خواهد گرفت».
72 ـ وَعَنْهُ (رض) قَالَ: لأُحَدِّثَنَّكُمْ حَدِيثًا لا يُحَدِّثُكُمْ أَحَدٌ بَعْدِي، سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ: «مِنْ أَشْرَاطِ السَّاعَةِ: أَنْ يَقِلَّ الْعِلْمُ وَيَظْهَرَ الْجَهْلُ، وَيَظْهَرَ الزِّنَا، وَتَكْثُرَ النِّسَاءُ، وَيَقِلَّ الرِّجَالُ، حَتَّى يَكُونَ لِخَمْسِينَ امْرَأَةً الْقَيِّمُ الْوَاحِدُ». (بخارى:81)
ترجمه: همچنين از انس(رض) روايت است كه فرمود: حديثي را براي شما بيان مي‏كنم كه كسي ديگر براي شما بيان نخواهد كرد: از رسول الله (ص) شنيدم كه مي‏فرمود: «برخي از نشانه‏هاي قيامت، عبارت اند از اين كه علم كم مي‏شود، جهل و ناداني غلبه پيدا مي كند، زنا رواج مي يابد و تعداد زنان، زياد و تعداد مردان، كم مي‏شود تا جايي كه يك مرد، سرپرستي پنجاه زن را به عهده خواهد گرفت».

باب (11): سهل ‏گيري در خريد و 