لأَنْصَارِ مَالاً وَحَدَّثَتْنِي ابْنَتِي أُمَيْنَةُ أَنَّهُ دُفِنَ لِصُلْبِي مَقْدَمَ حَجَّاجٍ الْبَصْرَةَ بِضْعٌ وَعِشْرُونَ وَمِائَةٌ. (بخارى:1982)
ترجمه: انس (رض) مي گويد: رسول ‏الله (ص) به ديدن اُم سليم رضي ‏الله‏ عنها رفت. اُم سليم رضي ‏الله ‏عنها براي آنحضرت (ص) خرما و روغن آورد. رسول الله (ص)فرمود: «خرماي و روغن تان را سرجايش برگردانيد. زيرا كه من روزه هستم». سپس، آنحضرت (ص) در گوشه اي از خانه به نماز ايستاد و نفل خواند و براي اُم سليم و خانواده اش دعا كرد. ام سليم گفت: اي رسول خدا! من تقاضاي خاصي دارم. آنحضرت (ص) فرمود: «آن چيست»؟ گفت: براي خادمت ؛انس؛ (فرزندم، دعاي خير كن). انس (رض) مي گويد: رسول خدا (ص)  هيچ خيري از دنيا و آخرت را باقي نگذاشت مگر اينكه برايم درخواست نمود و فرمود:«پرودگارا! به او مال و فرزند، عطا كن و به آنها بركت ده». انس(رض) مي گويد: من ثروت مندترين فرد انصار بودم. دخترم ؛امينه؛ مي گويد: تا روي كار آمدن حَجّاج (حاكم بصره)، حدود يكصد و بيست و اندي از نسل من به خاك سپرده شدند.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:87.txt">باب (11): كودك چه وقت مي تواند در حلقه علم حديث بنشيند؟</a><a class="text" href="w:text:88.txt">باب (12): فضيلت كسي كه خود مي آموزد و به ديگران مي آموزاند</a><a class="text" href="w:text:89.txt">باب (13): از بين رفتن علم و بروز جهل و ناداني</a><a class="text" href="w:text:90.txt">باب (14): فضيلت علم</a><a class="text" href="w:text:91.txt">باب  (15): فتوا دادن  در حال سوار بودن بر چيزي</a><a class="text" href="w:text:92.txt">باب (16): جواب دادن به فتوا با تكان دادن سر يا دست</a><a class="text" href="w:text:93.txt">باب (17): سفر براي دانستن يك مسئله و تعليم آن به اهل خود</a><a class="text" href="w:text:94.txt">باب (18): تناوب در فراگيري  علم</a><a class="text" href="w:text:95.txt">باب (19) : اظهار خشم و ناراحتي هنگام تعليم بسبب مشاهدة چيز ناخوشايند</a><a class="text" href="w:text:96.txt">باب (20): كسي كه يك سخن را براي اينكه مردم بفهمند سه بار تكرار مي كند</a></body></html>باب (38): روزه گرفتن در آخر ماه
957 ـ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ حُصَيْنٍ رَضِي اللَّه عَنْهمَا عَنِ النَّبِيِّ (ص): أَنَّهُ سَأَلَهُ أَوْ سَأَلَ رَجُل،اً فَقَالَ: «يَا أَبَا فُلانٍ أَمَا صُمْتَ سَرَرَ هَذَا الشَّهْرِ؟» قَالَ الرَّجُلُ: لا يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ: «فَإِذَا أَفْطَرْتَ فَصُمْ يَوْمَيْنِ» وفي رواية عنه قال: «مِنْ سَرَرِ شَعْبَانَ». (بخارى:1983)
ترجمه: از عمران بن حصين (رض) روايت است كه نبي ‏اكرم (ص) از مردي پرسيد: «ابوفلاني! آيا در آخر اين ماه (شعبان)، روزه گرفتي»؟  گفت: خير. رسول ‏الله (ص) فرمود:«بنابراين، پس از عيد (فطر)، دو روز، روزه بگير». در روايتي ديگر، آمده است كه فرمود: «از آخر شعبان، روزه گرفتي»؟
 
باب (39): روزة روز جمعه
958 ـ عَنْ جَابِر(رض): نَهَى النَّبِيُّ (ص) عَنْ صَوْمِ يَوْمِ الْجُمُعَةِ؟ قَالَ: نَعَمْ. (بخارى:1984)
ترجمه: از جابر(رض) پرسيدند: آيا رسول ‏الله (ص) از روزه گرفتن روز جمعه، منع فرمود؟  گفت: بلي.
959 ـ عَنْ جُوَيْرِيَةَ بِنْتِ الْحَارِثِ رَضِي اللَّه عَنْهَا أَنَّ النَّبِيَّ (ص) دَخَلَ عَلَيْهَا يَوْمَ الْجُمُعَةِ وَهِيَ صَائِمَةٌ فَقَالَ: «أَصُمْتِ أَمْسِ؟» قَالَتْ: لا، قَالَ: «تُرِيدِينَ أَنْ تَصُومِي غَدًا؟» قَالَتْ: لا، قَالَ: «فَأَفْطِرِي». (بخارى:1986)
ترجمه: جويريه بنت حارث رضي الله عنها مي‏گويد: رسول ‏الله (ص) روز جمعه به خانه من تشريف آورد و من روزه بودم. فرمود: «ديروز روزه بودي»؟ گفتم: خير.  فرمود: «فردا قصد روزه داري»؟ گفتم : خير.  فرمود: «پس افطار كن».

باب (40): آيا رسول الله (ص) روزهاي بخصوصي را روزه ميگرفت؟
960 ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِي اللَّه عَنْهَا أنَّها سُئلَتْ: هَلْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) يَخْتَصُّ مِنَ الأَيَّامِ شَيْئًا؟ قَالَتْ: لا، كَانَ عَمَلُهُ دِيمَةً، وَأَيُّكُمْ يُطِيقُ مَا كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) يُطِيقُ. (بخارى:1987)
ترجمه: از عايشه رضي‏ الله‏ عنها پرسيدند: آيا رسول‏ الله (ص) روزهاي خاصي را براي روزه گرفتن، اختصاص مي داد؟ گفت: خير. و افزود كه رسول ‏الله (ص) بر هر عملي، مداومت مي‏كرد. و كدام يك از شما توان و مقاومت رسول خدا (ص)  را دارد؟!
 
باب (41): روزه در ايام تشريق
961 ـ عَنْ عَائِشَةَ و ابْنِ عُمَرَ رَضِي اللَّه عَنْهما قَالا: لَمْ يُرَخَّصْ فِي أَيَّامِ التَّشْرِيقِ أَنْ يُصَمْنَ إِلاَّ لِمَنْ لَمْ يَجِدِ الْهَدْيَ. (بخارى:1997ـ 1998)
ترجمه: عايشه و ابن عمر رضي ‏الله‏ عنهم مي گويند: به هيچكس، اجازه داده نشد كه در ايام تشريق، روزه بگيرد. مگر كسي كه هدي( شكرانة حج) نداشته باشد. 

باب (42): روزة روز عاشورا
962 ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِي اللَّه عَنْهَا قَالَتْ: كَانَ يَوْمُ عَاشُورَاءَ تَصُومُهُ قُرَيْشٌ فِي الْجَاهِلِيَّةِ وَكَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) يَصُومُهُ فَلَمَّا قَدِمَ الْمَدِينَةَ صَامَهُ وَأَمَرَ بِصِيَامِهِ فَلَمَّا فُرِضَ رَمَضَانُ تَرَكَ يَوْمَ عَاشُورَاءَ فَمَنْ شَاءَ صَامَهُ وَمَنْ شَاءَ تَرَكَهُ. (بخارى: 2002)
ترجمه: عايشه رضي الله عنها ميگويد: قريش در زمان جاهليت، روز عاشورا را روزه مي گرفتند. رسول خدا (ص)  نيز روزه مي گرفت. و پس از هجرت به مدينه نيز، روزه مي گرفت و ديگران را امر به روزه گرفتن، مي نمود. (ولي) هنگامي كه روزة ماه مبارك رمضان فرض شد، روزة عاشورا را ترك كرد. (پس از آن)، هر كس كه مي خواست، آن روز را روزه مي گرفت و هر كس كه نمي خواست، روزه نمي گرفت.
963 ـ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِي اللَّه عَنْهمَا قَالَ: قَدِمَ النَّبِيُّ (ص) الْمَدِينَةَ فَرَأَى الْيَهُودَ تَصُومُ يَوْمَ عَاشُورَاءَ فَقَالَ: «مَا هَذَا؟» قَالُوا: هَذَا يَوْمٌ صَالِحٌ، هَذَا يَوْمٌ نَجَّى اللَّهُ بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنْ عَدُوِّهِمْ فَصَامَهُ مُوسَى، قَالَ: «فَأَنَا أَحَقُّ بِمُوسَى مِنْكُمْ» فَصَامَهُ وَأَمَرَ بِصِيَامِهِ.
ترجمه: ابن عباس رضي الله عنهما مي گويد: وقتي رسول الله (ص) وارد مدينه شد، ديد كه يهود، روز عاشورا را روزه مي گيرند. پرسيد: «اين روزه براي چيست»؟ گفتند: اين روز (دهم محرم)، روز خوبي است. يعني روزي است كه خداوند بني اسرائيل را از دست دشمن، نجات داد. بدين جهت بود كه حضرت موسي اين روز را روزه گرفت. رسول خدا (ص) فرمود: «من از شما به موسي نزديك تر هستم». پس خودش روزه گرفت و به يارانش دستور داد كه روزه بگيرند.(البته اين حكم قبل از فرض شدن روزة رمضان بود). 

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:866.txt">باب (1): فضيلت قيام در (شبهاي) ماه رمضان</a><a class="text" href="w:text:867.txt">باب (2): جستجوي شب قدر، در هفت شب آخر رمضان</a><a class="text" href="w:text:868.txt">باب (3): جستجوي شب قدر در شبهاي فرد دهة آخر  </a><a class="text" href="w:text:869.txt">باب (4): عبادت و يا انجام كار نيك در دهة آخر ماه رمضان</a></body></html>باب (1): فضيلت قيام در (شبهاي) ماه رمضان
964 ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِي اللَّه عَنْهَا أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) خَرَجَ لَيْلَةً مِن