ن دو سنگلاخ مدينه، هيچ خانه اي از خانة من محتاج تر نيست. رسول خدا (ص) با شنيدن اين سخن، طوري خنديد كه دندانهاي(مباركش) ظاهر شد. سپس، فرمود: «اين كيسه را بردار و براي همسر و فرزندانت ببر».
 
باب  (9): غبطه خوردن در علم وحكمت
66 ـ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَسْعُودٍ (رض) قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ (ص): «لا حَسَدَ إِلا فِي اثْنَتَيْنِ: رَجُلٌ آتَاهُ اللَّهُ مَالاً فَسُلِّطَ عَلَى هَلَكَتِهِ فِي الْحَقِّ، وَرَجُلٌ آتَاهُ اللَّهُ الْحِكْمَةَ فَهُوَ يَقْضِي بِهَا وَيُعَلِّمُهَا». (بخارى:73) 
ترجمه: از عبدالله بن مسعود (رض) روايت است كه نبي اكرم (ص) فرمود: « غبطه جايز نيست مگر در دو مورد. يكي، شخصي كه خداوند به او مال و ثروت داده و به او همت بخشيده است تا آن را در راه خدا خرج كند. دوم، كسي كه خداوند به او علم و معارف شرعي عنايت فرموده و او از علم خود، ديگران را بهره‏مند مي سازد و با عدالت، قضاوت مي‏كند». 
باب (20): حجامت كردن و يا استفراغ نمودن روزه دار 
935 ـ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِي اللَّه عَنْهمَا أَنَّ النَّبِيَّ (ص) احْتَجَمَ وَهُوَ مُحْرِمٌ وَاحْتَجَمَ وَهُوَ صَائِمٌ. (بخارى: 1938)
ترجمه: عبد الله بن عباس رضي الله عنهما مي گويد: رسول الله (ص) در حال احرام و همچنين زماني كه روزه بود، حجامت نمود.

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:842.txt">باب (21): روزه گرفتن و افطار نمودن، هنگام سفر</a><a class="text" href="w:text:843.txt">باب (22): اگر كسي بخشي از رمضان را روزه بگيرد. سپس، به مسافرت برود</a><a class="text" href="w:text:844.txt">باب (23)</a><a class="text" href="w:text:845.txt">باب (24): پيامبر(ص) فرمود: «روزه گرفتن در سفر، عمل نيكي محسوب نمي شود»</a><a class="text" href="w:text:846.txt">باب (25): صحابه، يكديگر را بخاطر روزه گرفتن  و نگرفتن در سفر، نكوهش نميكردند</a><a class="text" href="w:text:847.txt">باب (26): كسي كه فوت نمايد و روزه بر ذمه اش باشد</a><a class="text" href="w:text:848.txt">باب (27): روزه دار چه وقت مي تواند افطار كند</a><a class="text" href="w:text:849.txt">باب (28): تعجيل در افطار</a><a class="text" href="w:text:850.txt">باب (29): اگر كسي در رمضان، افطار كند. سپس، مشخص شود  كه آفتاب، غروب نكرده است</a><a class="text" href="w:text:851.txt">باب (30): روزة كودكان</a></body></html>باب (21): روزه گرفتن و افطار نمودن، هنگام سفر
936 ـ عَنِ بنِ أَبِي أَوْفَى (رض) قَالَ: كُنَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) فِي سَفَرٍ فَقَالَ لِرَجُلٍ: «انْزِلْ فَاجْدَحْ لِي» قَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ الشَّمْسُ قَالَ: «انْزِلْ فَاجْدَحْ لِي» قَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ الشَّمْسُ قَالَ: «انْزِلْ فَاجْدَحْ لِي» فَنَزَلَ فَجَدَحَ لَهُ فَشَرِبَ ثُمَّ رَمَى بِيَدِهِ هَا هُنَا ثُمَّ قَالَ: «إِذَا رَأَيْتُمُ اللَّيْلَ أَقْبَلَ مِنْ هَا هُنَا فَقَدْ أَفْطَرَ الصَّائِمُ». (بخارى:1941)
ترجمه: ابن ابي اوفي (رض) مي‏گويد: در سفري، همراه رسول ‏الله (ص) بوديم. آنحضرت (ص)  خطاب به يكي از همراهان، فرمود: «پياده شو (و از آرد جو) شربتي براي من تهيه كن». آن شخص، گفت: يا رسول ‏الله! آفتاب هنوز غروب نكرده است. آنحضرت (ص) دوباره فرمود: «پياده شو و برايم شربت درست كن» او گفت: يا رسول الله! آفتاب هنوز غروب نكرده است. رسول الله (ص) فرمود: «پياده شو و برايم شربت درست كن». آن شخص، پياده شد و شربت درست كرد و رسول‏ الله (ص) آن را نوشيد و با اشاره دست به سوي مشرق، فرمود: «هرگاه ديديد كه سياهي شب از افق آشكار شد، بدانيد كه وقت افطار فرا رسيده است».
937 ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِي اللَّه عَنْهَا زَوْجِ النَّبِيِّ (ص) أَنَّ حَمْزَةَ بْنَ عَمْرٍو الأَسْلَمِيَّ قَالَ لِلنَّبِيِّ (ص): أَأَصُومُ فِي السَّفَرِ؟ وَكَانَ كَثِيرَ الصِّيَامِ فَقَالَ: «إِنْ شِئْتَ فَصُمْ وَإِنْ شِئْتَ فَأَفْطِرْ». (بخارى:1943)
ترجمه: عايشه رضي‏ الله‏ عنها ؛همسر گرامي نبي اكرم (ص) مي گويد: حمزه بن عمرو اسلمي كه زياد روزه مي گرفت، از رسول ‏الله (ص) پرسيد: آيا در سفر، روزه بگيرم؟ رسول ‏الله (ص) فرمود: « اگر خواستي، روزه بگير و اگر نخواستي، نگير».

باب (22): اگر كسي بخشي از رمضان را روزه بگيرد. سپس، به مسافرت برود
938 ـ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِي اللَّه عَنْهمَا أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) خَرَجَ إِلَى مَكَّةَ فِي رَمَضَانَ فَصَامَ حَتَّى بَلَغَ الْكَدِيدَ. أَفْطَرَ فَأَفْطَرَ النَّاسُ. (بخارى:1944)
ترجمه: از ابن عباس رضي الله عنهما روايت است كه رسول ‏الله (ص) در ماه مبارك رمضان، به بقصد مكه، براه افتاد و روزه بود. اما وقتي كه به منطقة كديد (نزديك مكه) رسيد، روزه را افطار كرد. ساير همراهانش نيز روزة خود را افطار كردند.

باب (23)
939 ـ عَنْ أَبِي الدَّرْدَاءِ (رض) قَالَ: خَرَجْنَا مَعَ النَّبِيِّ (ص) فِي بَعْضِ أَسْفَارِهِ فِي يَوْمٍ حَارٍّ حَتَّى يَضَعَ الرَّجُلُ يَدَهُ عَلَى رَأْسِهِ مِنْ شِدَّةِ الْحَرِّ وَمَا فِينَا صَائِمٌ إِلاَّ مَا كَانَ مِنَ النَّبِيِّ (ص) وَابْنِ رَوَاحَةَ. (بخارى:1945)
ترجمه: ابو درداء (رض) مي‏گويد: در يكي از سفرها، همراه رسول خدا (ص) خارج شديم. هوا گرم بود تا جايي كه مردم از شدت گرما، دستهاي خود را روي سرشان مي گذاشتند. و از ميان ما كسي غير از رسول خدا (ص)  و ابن رواحه، روزه نبود.  

باب (24): پيامبر(ص) فرمود: «روزه گرفتن در سفر، عمل نيكي محسوب نمي شود»
940 ـ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ رَضِي اللَّه عَنْهما قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) فِي سَفَرٍ فَرَأَى زِحَامًا وَرَجُلاً قَدْ ظُلِّلَ عَلَيْهِ فَقَالَ: «مَا هَذَا؟» فَقَالُوا: صَائِمٌ، فَقَالَ: «لَيْسَ مِنَ الْبِرِّ الصَّوْمُ فِي السَّفَرِ». (بخارى:1946)
ترجمه: جابر بن عبد الله (رض) مي‏گويد: رسول ‏الله (ص) در يكي از سفرها، ديد كه گروهي از مردم، ازدحام نموده اند و شخصي را زير سايه گرفته اند. پرسيد:«او را چه شده است»؟ گفتند: روزه است. رسول ‏الله (ص) فرمود: «روزه گرفتن در سفر، عمل نيكي محسوب نمي شود».

باب (25): صحابه، يكديگر را بخاطر روزه گرفتن
 و نگرفتن در سفر، نكوهش نميكردند
941 ـ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ قَالَ: كُنَّا نُسَافِرُ مَعَ النَّبِيِّ (ص) فَلَمْ يَعِبِ الصَّائِمُ عَلَى الْمُفْطِرِ وَلا الْمُفْطِرُ عَلَى الصَّائِمِ. (بخارى:1947)
ترجمه: انس بن مالك (رض) مي‏گويد: «با رسول خدا (ص) سفر كرديم. (بعضي در سفر روزه مي گرفتند و برخي روزه نمي گرفتند). روزه داران از كساني كه روزه نداشتند، ايراد نمي گرفتند. و كساني كه روزه نبودند، روزه داران را سرزنش نمي كردند».
باب (26): كسي كه فوت نمايد و روزه بر ذمه اش باشد
942 ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِي اللَّه عَنْهَا أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: «مَنْ مَاتَ وَعَلَيْهِ صِيَامٌ صَامَ عَنْهُ وَلِيُّهُ». (بخارى: 1952)
ترجمه: از عايشه رضي ‏الله‏ عنها روايت است كه رسول الله (ص) فرمود: «هركس، بميرد و روزه اي بر ذمه اش باقي مانده باشد، وَليِ او، از طرف وي روزه بگيرد».
943 ـ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِي اللَّه عَنْهمَا قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّب