، پرسيد: اسلام يعني چه؟ رسول اكرم (ص) فرمود: «يعني اين كه تنها خداوند عالم را پرستش كني، شرك نورزي، نماز بخواني، زكات اموالت را بپردازي و رمضان را روزه بگيري». آن شخص، پرسيد: احسان يعني چه؟ رسول الله (ص) فرمود: «خداوند را چنان عبادت كن كه گويي او را  مي بيني و اگر (ايمان و استحضار تو چنان قوي نيست) كه تو او را ببيني، با اين تصور عبادت كن، كه او تو را مي بيند». آن شخص، سؤال كرد: قيامت كي خواهد آمد؟ رسول الله (ص) فرمود: «در اين مورد من داناتر از شما نيستم  البته علامات قيامت را براي شما خواهم گفت كه بدين قرارند: 1ـ  اينكه كنيز بي بي (خاتون) خود را بدنيا بياورد (زماني كه دختران، مادران خود را امر و نهي كنند). اينكه چوپان ها و ساربانان شتران سياه، در ساختن منازل بسيار مجلل از يكديگر سبقت بگيرند». و فرمود: «اينكه تاريخ وقوع قيامت چه وقت است، از آن پنج چيزي است كه غير از الله، كسي ديگر آنرا نمي داند». سپس رسول الله (ص)  اين آيه را تلاوت فرمود: (إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ) (بدرستيكه خداوند عز وجل دانا به روز قيامت است). وقتي آن شخص، برخاست و رفت. رسول اكرم (ص) فرمود: «او را صدا كنيد تا برگردد». مردم به دنبالش رفتند اما نشاني از وي نديدند. آنگاه، رسول اكرم(ص) فرمود: «او جبرئيل بود و بخاطر اين آمده بود كه به مردم، احكام دين را بياموزد».
 
باب (1): وجوب حج و فضيلت آن
763 ـ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا قَالَ: كَانَ الْفَضْلُ رَدِيفَ رَسُولِ اللَّهِ (ص)، فَجَاءَتِ امْرَأَةٌ مِنْ خَثْعَمَ، فَجَعَلَ الْفَضْلُ يَنْظُرُ إِلَيْهَا وَتَنْظُرُ إِلَيْهِ، وَجَعَلَ النَّبِيُّ (ص) يَصْرِفُ وَجْهَ الْفَضْلِ إِلَى الشِّقِّ الآخَرِ، فَقَالَتْ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، إِنَّ فَرِيضَةَ اللَّهِ عَلَى عِبَادِهِ فِي الْحَجِّ أَدْرَكَتْ أَبِي شَيْخًا كَبِيرًا، لا يَثْبُتُ عَلَى الرَّاحِلَةِ، أَفَأَحُجُّ عَنْهُ؟ قَالَ: «نَعَمْ». وَذَلِكَ فِي حَجَّةِ الْوَدَاعِ. (بخارى: 1513)
ترجمه: عبد الله بن عباس رضي الله عنهما مي گويد: فضل بن عباس پشت سر رسول ‏الله (ص)  بر مركب سوار بود. زني از طايفه خثعم آمد. فضل به آن زن نگاه مي كرد و  او نيز به فضل، مي نگريست. و رسول ‏الله(ص) چهرة فضل را به سوي ديگر برمي گرداند. آن زن پرسيد: خداوند حج را بر بندگانش فرض كرده است. پدرم واجد شرايط است ولي پير و ناتوان است و نمي تواند خود را بر روي شتر يا سواري ديگر، نگه دارد. آيا مي توانم بجاي او، حج نمايم؟ آنحضرت (ص) فرمود: «بلي». راوي مي گويد: اين پرسش و پاسخ، در زمان حجة الوداع بود.

باب (2): خداوند مي فرمايد: به مردم اعلام كن تا به حج بيايند... 
764 ـ عَنِ ابْنِ عُمَرَ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا قَالَ: رَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَرْكَبُ رَاحِلَتَهُ بِذِي الْحُلَيْفَةِ، ثُمَّ يُهِلُّ حَتَّى تَسْتَوِيَ بِهِ قَائِمَةً. (بخارى: 1514)
ترجمه: ابن عمر رضي الله عنهما مي گويد: رسول خدا (ص)  را ديدم كه در ذوالحليفه سوار بر شتر شد و تا زماني كه شتر برخاست و راست ايستاد, تلبيه مي گفت.

باب (3): انجام مناسك حج، در حالت سواري
765 ـ عَنْ أَنَسٍ (رض) قَالَ: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) حَجَّ عَلَى رَحْلٍ وَكَانَتْ زَامِلَتَهُ. (بخارى: 1517)
ترجمه: انس (رض)  مي گويد: رسول ‏الله (ص) سوار بر شتر، مناسك حج را  بجاي آورد. و زاد و توشه سفرش نيز، روي همان شتر، قرار داشت.

باب (4): فضيلت حج مقبول
766 ـ عَنْ عَائِشَةَ أُمِّ الْمُؤْمِنِينَ رَضِيَ اللَّه عَنْهَا أَنَّهَا قَالَتْ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، نَرَى الْجِهَادَ أَفْضَلَ الْعَمَلِ، أَفَلا نُجَاهِدُ؟ قَالَ: «لا، لَكِنَّ أَفْضَلَ الْجِهَادِ حَجٌّ مَبْرُورٌ». (بخارى:1520)
ترجمه: از عايشه رضي الله‏ عنها روايت است كه عرض كرد: اي رسول خدا! جهاد را بهترين عمل مي دانيم. پس چرا به جهاد نرويم؟ رسول الله (ص)فرمود: «خير, بزرگترين جهاد براي شما, حج مقبول است».
767 ـ عن أَبَي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: سَمِعْتُ النَّبِيَّ (ص) يَقُولُ: «مَنْ حَجَّ لِلَّهِ، فَلَمْ يَرْفُثْ، وَلَمْ يَفْسُقْ، رَجَعَ كَيَوْمِ وَلَدَتْهُ أُمُّهُ». (بخارى: 1521)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي گويد: شنيدم كه رسول ‏الله (ص) فرمود: «هركس، بخاطر (رضاي) خدا حج نمايد و از مقاربت جنسي و مقدمات آن، (در زمان حج) پرهيز نمايد و مرتكب معصيت نشود, چنان از گناه پاك مي شود كه گويي تازه از مادر، متولد شده است».

باب (5): ميقات هاي حج
768 ـ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا: أَنَّ النَّبِيَّ (ص) وَقَّتَ لأَهْلِ الْمَدِينَةِ "ذَا الْحُلَيْفَةِ"، وَلأَهْلِ الشَّأْمِ "الْجُحْفَةَ"، وَلأَهْلِ نَجْدٍ "قَرْنَ الْمَنَازِلِ"، وَلأَهْلِ الْيَمَنِ "يَلَمْلَمَ"، هُنَّ لأَهْلِهِنَّ، وَلِكُلِّ آتٍ أَتَى عَلَيْهِنَّ مِنْ غَيْرِهِمْ، مِمَّنْ أَرَادَ الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ، فَمَنْ كَانَ دُونَ ذَلِكَ فَمِنْ حَيْثُ أَنْشَأَ، حَتَّى أَهْلُ مَكَّةَ مِنْ مَكَّةَ. (بخارى: 1530)
ترجمه: ابن عباس رضي الله عنهما مي گويد: رسول ‏الله (ص) "ذوالحليفه " را براي اهالي مدينه، "جحفه" را براي اهالي شام، "قرن المنازل" را براي اهالي نجد  و "يَلَملَم" را براي اهالي يمن بعنوان ميقات (محل بستن احرام) مقرر فرمود. ميقاتهاي ياد شده هم براي ساكنين فوق الذكر و هم براي كساني كه از آن نواحي، براي حج و عمره مي روند, معين شده است. و كساني كه بعد از ميقات ها، قرار دارند, از هر جا كه بخواهند, مي توانند احرام ببندند. تا جايي كه براي اهل مكه, شهر مكه، ميقات است.
باب (6)
769 ـ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عُمَرَ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) أَنَاخَ بِالْبَطْحَاءِ بِذِي الْحُلَيْفَةِ، فَصَلَّى بِهَا. وَكَانَ عَبْدُاللَّهِ بْنُ عُمَرَ رَضِي اللَّه عَنْهمَا يَفْعَلُ ذَلِكَ. (بخارى: 1532)
ترجمه: از عبدالله بن عمر رضي الله عنهما روايت است كه: رسول ‏الله (ص) در دشت هموار ذوالحليفه، شتر را خواباند و نماز خواند. و عبد الله بن عمر رضي الله عنهما نيز، چنين مي كرد.

باب (7): رفتن رسول‏ الله (ص)  به حج از راه شجره
770 ـ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عُمَرَ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) كَانَ يَخْرُجُ مِنْ طَرِيقِ الشَّجَرَةِ، وَيَدْخُلُ مِنْ طَرِيقِ الْمُعَرَّسِ، وَأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) كَانَ إِذَا خَرَجَ إِلَى مَكَّةَ يُصَلِّي فِي مسْجِدِ الشَّجَرَةِ، وَإِذَا رَجَعَ صَلَّى بِذِي الْحُلَيْفَةِ، بِبَطْنِ الْوَادِي، وَبَاتَ حَتَّى يُصْبِحَ. (بخارى:1533)
ترجمه: عبد الله بن عمر رضي الله عنهما مي گويد: رسول ‏الله(ص) از راه شجره، مدينه را به قصد مكه ترك مي گفت. و در بازگشت، از راه «معرَّس»، وارد مي شد. همچنين آنحضرت (ص) هنگام رفتن به مكه، در مسجد شجره، نماز مي خواند و هنگام بازگشت، در ميان وادي ذوالحليفه، نماز ميخواند و شب را همانجا سپري مي كرد.

باب (8): ر