لْعَبَّاسُ بْنُ عَبْدِالْمُطَّلِبِ: فَعَمُّ رَسُولِ اللَّهِ (ص)، فَهِيَ عَلَيْهِ صَدَقَةٌ وَمِثْلُهَا مَعَهَا». (بخارى: 1468)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي گويد: رسول الله (ص) به دادن زكات، امر نمود. گفتند: ابن جميل، خالد بن وليد و عباس بن عبدالمطلب زكات نمي دهند. رسول الله (ص) فرمود: «ابن جميل( حق دارد!!) زيرا فقير و تنگدست بود، خداوند به او مال و ثروت زياد داد. اما شما دربارة خالد بن وليد ظلم ميكنيد زيرا او اسلحه و ساز و برگ جنگي خود را در راه الله وقف نموده  است. اما عباس بن عبدالمطلب ؛عموي رسول الله (ص)؛ دو برابر زكات واجب را بايد پرداخت كند».

باب (34): خود داري از  سؤال كردن مردم
741 ـ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ (رض): إِنَّ نَاسًا مِنَ الأَنْصَارِ سَأَلُوا     رَسُولَ اللَّهِ (ص)، فَأَعْطَاهُمْ، ثُمَّ سَأَلُوهُ فَأَعْطَاهُمْ، ثُمَّ سَأَلُوهُ فَأَعْطَاهُمْ، حَتَّى نَفِدَ مَا عِنْدَهُ، فَقَالَ: «مَا يَكُونُ عِنْدِي مِنْ خَيْرٍ فَلَنْ أَدَّخِرَهُ عَنْكُمْ، وَمَنْ يَسْتَعْفِفْ يُعِفَّهُ اللَّهُ، وَمَنْ يَسْتَغْنِ يُغْنِهِ اللَّهُ، وَمَنْ يَتَصَبَّرْ يُصَبِّرْهُ اللَّهُ، وَمَا أُعْطِيَ أَحَدٌ عَطَاءً خَيْرًا وَأَوْسَعَ مِنَ الصَّبْرِ». (بخارى: 1469)
ترجمه: ابوسعيد خدري (رض) مي گويد: برخي از انصار، از رسول الله (ص) چيزي طلب كردند. رسول الله (ص)خواستة آنها را بر آورده نمود. دوباره و سه باره طلب كردند. رسول الله (ص)به آنها، آنچه را خواسته بودند, عطا فرمود تا اينكه مالي كه نزد رسول الله (ص) بود، تمام شد. آنگاه رسول خدا (ص) فرمود: «آنچه نزد من باشد، من آنرا ذخيره  نمي كنم. ولي هركس از خواستن، اجتناب كند، خداوند او را از  خواستن، بي نياز مي سازد. و هركس، اظهار بي نيازي كند، خداوند او را بي نياز مي سازد. و هركس صبر را پيشه سازد، خداوند به او صبر، نصيب خواهد كرد. و به هيچكس، نعمتي بهتر و فراختر از صبر، عنايت نشده است».
742 ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: «وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ، لأَنْ يَأْخُذَ أَحَدُكُمْ حَبْلَهُ فَيَحْتَطِبَ عَلَى ظَهْرِهِ، خَيْرٌ لَهُ مِنْ أَنْ يَأْتِيَ رَجُلاً فَيَسْأَلَهُ، أَعْطَاهُ أَوْ مَنَعَهُ». (بخارى:1470)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي گويد: رسول الله (ص) فرمود: «به خدا سوگند كه اگر كسي از شما، طنابش را بر دارد و با جمع كردن و فروختن هيزم، امرار معاش كند، اين كار براي او بهتر است از آن كه دست گدايي، پيش اين و آن، دراز كند. و آن هم معلوم نيست كه به او چيزي بدهند يا ندهند».
743 ـ عَنِ الزُّبَيْرِ بْنِ الْعَوَّامِ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «لأَنْ يَأْخُذَ أَحَدُكُمْ حَبْلَهُ، فَيَأْتِيَ بِحُزْمَةِ الْحَطَبِ عَلَى ظَهْرِهِ فَيَبِيعَهَا، فَيَكُفَّ اللَّهُ بِهَا وَجْهَهُ، خَيْرٌ لَهُ مِنْ أَنْ يَسْأَلَ النَّاسَ، أَعْطَوْهُ أَوْ مَنَعُوهُ». (بخارى: 1471)
ترجمه: در روايتي ديگر از  زبير (رض)  آمده است كه رسول الله (ص) فرمود: «هركس طناب برداشته، بار هيزم را بر پشت خود حمل كند و در بازار  بفروشد  و خداوند به وسيله اين كار، آبروي  او را حفاظت كند،  اين، برايش از دست دراز كردن و خواستن از مردم، بهتر است كه معلوم نيست به او چيزي بدهند يا خير».
744 ـ عَنْ حَكِيم بنِ حِزَامٍ (رض) قَالَ: سَأَلْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) فَأَعْطَانِي، ثُمَّ سَأَلْتُهُ فَأَعْطَانِي، ثُمَّ سَأَلْتُهُ فَأَعْطَانِي، ثُمَّ قَالَ: «يَا حَكِيمُ، إِنَّ هَذَا الْمَالَ خَضِرَةٌ حُلْوَةٌ، فَمَنْ أَخَذَهُ بِسَخَاوَةِ نَفْسٍ بُورِكَ لَهُ فِيهِ، وَمَنْ أَخَذَهُ بِإِشْرَافِ نَفْسٍ لَمْ يُبَارَكْ لَهُ فِيهِ، كَالَّذِي يَأْكُلُ وَلا يَشْبَعُ، الْيَدُ الْعُلْيَا خَيْرٌ مِنَ الْيَدِ السُّفْلَى». قَالَ حَكِيمٌ: فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، وَالَّذِي بَعَثَكَ بِالْحَقِّ لا أَرْزَأُ أَحَدًا بَعْدَكَ شَيْئًا حَتَّى أُفَارِقَ الدُّنْيَا. فَكَانَ أَبُو بَكْرٍ (رض) يَدْعُو حَكِيمًا إِلَى الْعَطَاءِ فَيَأْبَى أَنْ يَقْبَلَهُ مِنْهُ، ثُمَّ إِنَّ عُمَرَ (رض) دَعَاهُ لِيُعْطِيَهُ فَأَبَى أَنْ يَقْبَلَ مِنْهُ شَيْئًا، فَقَالَ عُمَرُ: إِنِّي أُشْهِدُكُمْ يَا مَعْشَرَ الْمُسْلِمِينَ عَلَى حَكِيمٍ أَنِّي أَعْرِضُ عَلَيْهِ حَقَّهُ مِنْ هَذَا الْفَيْءِ فَيَأْبَى أَنْ يَأْخُذَهُ، فَلَمْ يَرْزَأْ حَكِيمٌ أَحَدًا مِنَ النَّاسِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) حَتَّى تُوُفِّيَ. (بخارى: 1472)
ترجمه: حكيم بن حزام(رض) مي گويد: از رسول خدا (ص) چيزي خواستم. آن را به من عنايت فرمود. سپس براي بار دوم و سوم، خواستم و ايشان همچنان به من عطا كرد. آنگاه فرمود: «اي حكيم! مال دنيا، چيز بسيار شيرين و پسنديده اي است. هركس، آن را سخاوتمندانه دريافت كند, براي او با بركت خواهد بود. و هر كس، از روي حرص و طمع، طالب آن باشد, برايش بركتي نخواهد داشت. (و چنين شخصي) مانند كسي است كه بخورد و سير نشود. و دست بالا (دهنده) از دست پايين (گيرنده) بهتر است». حكيم مي گويد: عرض كردم: يا رسول الله! سوگند به ذاتي كه تو را  بحق مبعوث كرده است, بعد از شما، تا زماني كه زنده باشم از هيچ كس، چيزي نخواهم خواست. چنانكه ابوبكر(رض) در زمان خلافت خود, خواست چيزي به او عطا كند, ولي نپذيرفت و قبول نكرد. بعد، عمر(رض) نيز در زمان خود, خواست چيزي به او بدهد, باز هم نپذيرفت. سپس، عمر(رض)، خطاب به مردم فرمود: اي مسلمانان! من شما را گواه مي گيرم بر اينكه مي خواهم حق حكيم را از اين مال، به او بدهم ولي قبول نمي كند.
راوي مي گويد: حكيم پس از وفات رسول خدا (ص)، همچنان از هيچ كس، چيزي قبول نكرد تا از دنيا رفت.

باب (35): اگر خداوند به كسي بدون سؤال و طمع چيزي عنايت كرد
745 ـ عَنْ عُمَرَ (رض) قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) يُعْطِينِي الْعَطَاءَ، فَأَقُولُ: أَعْطِهِ مَنْ هُوَ أَفْقَرُ إِلَيْهِ مِنِّي، فَقَالَ: «خُذْهُ إِذَا جَاءَكَ مِنْ هَـذَا الْمَالِ شَيْءٌ، وَأَنْتَ غَيْرُ مُشْرِفٍ وَلا سَائِلٍ، فَخُذْهُ، وَمَا لا، فَلا تُتْبِعْهُ نَفْسَكَ».       (بخارى: 1473)
ترجمه: عمر(رض) مي گويد: هرگاه، رسول خدا (ص) مي خواست چيزي به من عطا كند، من ميگفتم: يا رسول الله! آن را به كسي عطا كن كه از من، نيازمند تر است. (روزي) رسول الله (ص) فرمود: «هرگاه، بدون خواستن و طمع, چيزي به تو رسيد, آنرا قبول كن وگرنه، در پي آن مباش».

باب (36): كسي كه بدون ضرورت، سؤال كند
746 ـ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عُمَرَ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ (ص): «مَا يَزَالُ الرَّجُلُ يَسْأَلُ النَّاسَ حَتَّى يَأْتِيَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ لَيْسَ فِي وَجْهِهِ مُزْعَةُ لَحْمٍ». وَقَالَ: «إِنَّ الشَّمْسَ تَدْنُو يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَتَّى يَبْلُغَ الْعَرَقُ نِصْفَ الأُذُنِ، فَبَيْنَا هُمْ كَذَلِكَ اسْتَغَاثُوا بِآدَمَ، ثُمَّ بِمُوسَى، ثُمَّ بِمُحَ