َ الرَّحْمَنِ، فَقَالَ اللَّهُ: مَنْ وَصَلَكِ وَصَلْتُهُ، وَمَنْ قَطَعَكِ قَطَعْتُهُ».(بخارى:5988)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي گويد: نبي اكرم (ص) فرمود: «رَحِم از رحمن گرفته شده است. لذا خداوند متعال خطاب به رَحِم مي فرمايد: هر كس، تو را وصل كند (حق خويشاوندي را بجاي آورد) او را به خود, وصل خواهم كرد. و هر كس، تو را قطع كند (حق خويشاوندي را بجاي نياورد) با او قطع رابطه خواهم نمود».

باب (5): حق خويشاوندي، رعايت گردد
1988ـ عَنْ عَمْرِو بْنِ الْعَاصِ (رض) قَالَ: سَمِعْتُ النَّبِيَّ (ص) جِهَارًا غَيْرَ سِرٍّ يَقُولُ: «إِنَّ آلَ أَبِي بَيَاضٌ لَيْسُوا بِأَوْلِيَائِي، إِنَّمَا وَلِيِّيَ اللَّهُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ، وَلَكِنْ لَهُمْ رَحِمٌ أَبُلُّهَا بِبَلاهَا». (بخارى:5990)
ترجمه: عمرو بن عاص (رض) مي گويد: شنيدم كه نبي اكرم (ص) با صراحت تمام و صداي بلند مي فرمود: «همانا فرزندان ابو فلان، دوستان من نيستند. بلكه خدا و مؤمنان نيكوكار, دوستان من هستند. البته من حق خويشاوندي آنان را آنطور كه شايسته است, ادا مي نمايم».

باب (6): صلة رحم بخاطر جبران نيكي هاي ديگران نيست
1989ـ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عَمْرٍو رَضِيَ الله عَنْهُمَا عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «لَيْسَ الْوَاصِلُ بِالْمُكَافِئِ، وَلَكِنِ الْوَاصِلُ الَّذِي إِذَا قُطِعَتْ رَحِمُهُ وَصَلَهَا».      (بخارى:5991)
ترجمه: عبدالله بن عمرو رضي الله عنهما مي گويد: نبي اكرم (ص) فرمود: «وصل كنندة واقعي پيوند خويشاوندي، كسي نيست كه بخاطر جبران رابطه اي كه خويشاوندانش با او دارند, صله رَحِمي كند. بلكه كسي است كه اگر ديگران با او قطع رابطه كنند, او رابطه برقرار نمايد».
                                                                                                                                             
باب (7): دوست داشتن، بوسيدن و درآغوش گرفتن كودكان
1990ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّه عَنْهَا قَالَتْ: جَاءَ أَعْرَابِيٌّ إِلَى النَّبِيِّ (ص) فَقَالَ: تُقَبِّلُونَ الصِّبْيَانَ؟ فَمَا نُقَبِّلُهُمْ. فَقَالَ النَّبِيُّ (ص): «أَوَأَمْلِكُ لَكَ أَنْ نَزَعَ اللَّهُ مِنْ قَلْبِكَ الرَّحْمَةَ». (بخارى:5998)
ترجمه: عايشه رضي الله عنها مي گويد: مردي باديه نشين نزد نبي اكرم (ص)  آمد و گفت: ما كودكان را نمي بوسيم. آيا شما مي بوسيد؟. پيامبر خدا (ص) فرمود: «اگر خداوند, رحمت را از قلب ات بيرون آورده است, من نمي توانم برايت كاري انجام دهم». 
1991ـ عَنْ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ (رض) قَالَ: قَدِمَ عَلَى النَّبِيِّ (ص) سَبْيٌ، فَإِذَا امْرَأَةٌ مِنَ السَّبْيِ قَدْ تَحْلُبُ ثَدْيَهَا تَسْقِي، إِذَا وَجَدَتْ صَبِيًّا فِي السَّبْيِ أَخَذَتْهُ، فَأَلْصَقَتْهُ بِبَطْنِهَا، وَأَرْضَعَتْهُ، فَقَالَ لَنَا النَّبِيُّ (ص): «أَتُرَوْنَ هَذِهِ طَارِحَةً وَلَدَهَا فِي النَّارِ»؟ قُلْنَا: لا، وَهِيَ تَقْدِرُ عَلَى أَنْ لا تَطْرَحَهُ. فَقَالَ: «لَلَّهُ أَرْحَمُ بِعِبَادِهِ مِنْ هَذِهِ بِوَلَدِهَا». (بخارى:5999)
ترجمه: عمر بن خطاب (رض) مي گويد: تعدادي اسير جنگي نزد نبي اكرم (ص) آوردند. در ميان آنان, زني وجود داشت كه از پستانهايش شير مي ريخت. ناگهان، در ميان اسيران, چشم اش به كودكي افتاد. به محض اينكه او را ديد, در آغوش گرفت و به سينه اش چسباند و شروع به شير دادنش كرد. نبي اكرم (ص) خطاب به ما فرمود: «آيا اين مادر, فرزندش را در آتش              مي اندازد»؟! گفتيم: خير, اگر توانايي داشته باشد (مجبور به انداختن نباشد) نمي اندازد. فرمود: «بدانيد كه خداوند، بر بندگانش از اين مادر هم نسبت به فرزندش، مهربانتر است».

باب (8): خداوند، رحمت را به صد قسمت، تقسيم نموده است
1992ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ: «جَعَلَ اللَّهُ الرَّحْمَةَ مِائَةَ جُزْءٍ، فَأَمْسَكَ عِنْدَهُ تِسْعَةً وَتِسْعِينَ جُزْءًا، وَأَنْزَلَ فِي الأَرْضِ جُزْءًا وَاحِدًا، فَمِنْ ذَلِكَ الْجُزْءِ يَتَرَاحَمُ الْخَلْقُ، حَتَّى تَرْفَعَ الْفَرَسُ حَافِرَهَا عَنْ وَلَدِهَا خَشْيَةَ أَنْ تُصِيبَهُ». (بخارى:6000)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي گويد: شنيدم كه رسول الله (ص) مي فرمود: «خداوند, رحمت را به صد قسمت, تقسيم نموده است. نود و نه قسمت آنرا نزد خودش نگه داشته و يك قسمت اش را به زمين فرستاده است. و همين يك قسمت است كه باعث مهرباني مخلوقات با يكديگر مي شود تا جايي كه اسب, سم اش را بلند مي كند كه مبادا به كره اش آسيبي برسد».

باب (9): گذاشتن كودك روي زانو
1993ـ عَنْ أُسَامَةَ بْنِ زَيْدٍ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) يَأْخُذُنِي فَيُقْعِدُنِي عَلَى فَخِذِهِ، وَيُقْعِدُ الْحَسَنَ عَلَى فَخِذِهِ الأُخْرَى، ثُمَّ يَضُمُّهُمَا، ثُمَّ يَقُولُ: «اللَّهُمَّ ارْحَمْهُمَا». (بخارى:6003)
ترجمه: اسامه بن زيد رضي الله عنهما مي گويد: رسول الله (ص) مرا بر مي داشت و بر روي زانويش مي نشاند و حسن را روي زانوي ديگرش مي نهاد. سپس ما را به يكديگر مي چسباند و مي فرمود: «خدايا! بر اينها رحم كن».
باب (10): رحم كردن بر انسانها و چارپايان
1994ـ عَنِ أَبَي هُرَيْرَةَ قَالَ: قَامَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) فِي صَلاةٍ، وَقُمْنَا مَعَهُ، فَقَالَ أَعْرَابِيٌّ وَهُوَ فِي الصَّلاةِ: اللَّهُمَّ ارْحَمْنِي، وَمُحَمَّدًا، وَلا تَرْحَمْ مَعَنَا أَحَدًا. فَلَمَّا سَلَّمَ النَّبِيُّ (ص) قَالَ لِلأَعْرَابِيِّ: «لَقَدْ حَجَّرْتَ وَاسِعًا». (بخارى:6010)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي گويد: رسول الله (ص) براي اداي نمازي برخاست و ما نيز همراه ايشان بلند شديم. در آن اثنا، مردي باديه نشين كه مشغول نماز خواندن بود, گفت: خدايا! بر من و محمد رحم كن و بجز ما بركسي ديگر، رحم نكن. هنگامي كه نبي اكرم (ص) سلام داد, به او فرمود: «چيز (رحمت) وسيعي را محدود ساختي».
1995ـ عَنِ النُّعْمَانِ بْنِ بَشِيرٍ(رض) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «تَرَى الْمُؤْمِنِينَ فِي تَرَاحُمِهِمْ، وَتَوَادِّهِمْ، وَتَعَاطُفِهِمْ، كَمَثَلِ الْجَسَدِ، إِذَا اشْتَكَى عُضْوٌ تَدَاعَى لَهُ سَائِرُ جَسَدِهِ بِالسَّهَرِ وَالْحُمَّى». (بخارى:6011)
ترجمه: نعمان بن بشير(رض) مي گويد: رسول الله (ص) فرمود: «مؤمنان در شفقت, دوستي و مهرباني با يكديگر مانند اعضاي يك پيكراند كه اگر عضوي از آن بدرد آيد، ساير اعضاء       بي قرار مي گردند و تب مي شوند».
1996ـ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «مَا مِنْ مُسْلِمٍ غَرَسَ غَرْسًا، فَأَكَلَ مِنْهُ إِنْسَانٌ أَوْ دَابَّةٌ، إِلاَّ كَانَ لَهُ بِهِ صَدَقَةٌ». (بخارى:6012)
ترجمه: از انس بن مالك (رض) روايت است كه نبي اكرم(ص) فرمود: «هر مسلماني كه نهالي غرس نمايد و انسان يا حيواني از آن بخورد، برايش صدقه بشمار مي رود».
1997ـ عَنْ جَرِيرِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «مَنْ لا يَرْحَمُ، لا يُرْحَمُ». (بخارى:6013)
ترجمه: جرير بن عبدال