هُ، فَأُتِيَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) بِوَضُوءٍ، فَوَضَعَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) فِي ذَلِكَ الإنَاءِ يَدَهُ، وَأَمَرَ النَّاسَ أَنْ يَتَوَضَّئُوا مِنْهُ، قَالَ: فَرَأَيْتُ الْمَاءَ يَنْبُعُ مِنْ تَحْتِ أَصَابِعِهِ، حَتَّى تَوَضَّئُوا مِنْ عِنْدِ آخِرِهِمْ. (بخارى:169)
ترجمه: انس بن مالك  (رض) ميگويد: وقت نماز عصر فرا رسيد، مردم در جستجوي آب برآمدند، ولي موفق به يافتن آن نشدند. من ديدم كه ظرف آبي را نزد رسول الله (ص) آوردند. رسول الله (ص) دست (مباركش) را در آن ظرف آب گذاشت و دستور داد تا مردم از آن، وضو بگيرند. انس (رض) مي‏گويد: ديدم كه آب از بند انگشتان رسول الله (ص) (مانند فواره) بيرون مي‏آيد و تمام حاضرين، با آن آب، وضو گرفتند.

باب (6): سفارش پيامبر اكرم (ص) دربارة شوهر بريره
1857ـ وَعَنْهُ (رض): أَنَّ زَوْجَ بَرِيرَةَ كَانَ عَبْدًا يُقَالُ لَهُ: مُغِيثٌ، كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَيْهِ يَطُوفُ خَلْفَهَا يَبْكِي وَدُمُوعُهُ تَسِيلُ عَلَى لِحْيَتِهِ. فَقَالَ النَّبِيُّ (ص) لِعبَّاسٍ: «يَا عَبَّاسُ، أَلا تَعْجَبُ مِنْ حُبِّ مُغِيثٍ بَرِيرَةَ؟ وَمِنْ بُغْضِ بَرِيرَةَ مُغِيثًا»؟ فَقَالَ النَّبِيُّ (ص): «لَوْ رَاجَعْتِهِ». قَالَتْ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، تَأْمُرُنِي؟ قَالَ: «إِنَّمَا أَنَا أَشْفَعُ». قَالَتْ: لا حَاجَةَ لِي فِيهِ. (بخارى:5283)
ترجمه: همچنين ابن عباس رضي الله عنهما مي گويد: گويا هم اكنون، شوهر بريره را كه برده اي بنام مغيث بود، مي بينم كه به دنبال بريره مي دود و گريه مي كند و اشك هايش بر محاسن اش مي غلطد. نبي اكرم (ص) خطاب به عباس فرمود: «اي عباس! آيا  از محبت مغيث به بريره و از تنفر بريره به مغيث، تعجب نمي كني»؟ سرانجام، نبي اكرم (ص) به بريره فرمود: «چقدر خوب است اگر به زندگي با او ادامه دهي». بريره گفت : اي رسول خدا! به من دستور مي دهي (تا با او زندگي كنم)؟  فرمود: «فقط، شفاعت مي كنم». بريره گفت: نيازي به او ندارم.

باب (7): لِعان
1858ـ عَنْ سَهْلٍ (رض) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «أَنَا وَكَافِلُ الْيَتِيمِ فِي الْجَنَّةِ هَكَذَا» وَأَشَارَ بِالسَّبَّابَةِ وَالْوُسْطَى وَفَرَّجَ بَيْنَهُمَا شَيْئًا. (بخارى:5304)
ترجمه: سهل مي گويد: رسول الله (ص) با اشارة دو انگشت سبابه و ميانه كه قدري ميان آنها فاصله انداخته بود ، فرمود: «من و سرپرست يتيم در بهشت، اينگونه خواهيم بود».

باب (8): اگر كسي با كنايه، بگويد: اين، فرزند من نيست
1859ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض): أَنَّ رَجُلاً أَتَى النَّبِيَّ (ص) فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، وُلِدَ لِي غُلامٌ أَسْوَدُ، فَقَالَ: «هَلْ لَكَ مِنْ إِبِلٍ»؟ قَالَ: نَعَمْ، قَالَ: «مَا أَلْوَانُهَا»؟ قَالَ: حُمْرٌ، قَالَ: «هَلْ فِيهَا مِنْ أَوْرَقَ»؟ قَالَ: نَعَمْ، قَالَ: «فَأَنَّى ذَلِكَ»؟ قَالَ: لَعَلَّهُ نَزَعَهُ عِرْقٌ، قَالَ: «فَلَعَلَّ ابْنَكَ هَذَا نَزَعَهُ». (بخارى:5305)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي گويد: مردي نزد نبي اكرم (ص) آمد و گفت : اي رسول خدا! صاحب پسر بچه اي سياه رنگ شده ام؟ آنحضرت (ص) فرمود: «آيا شتر داري»؟ گفت: بلي. فرمود: «چه رنگي دارند»؟ گفت: قرمز هستند. فرمود: «آيا در ميان آنها، شتر خاكستري هم وجود دارد»؟ گفت: بلي. فرمود: «اين شتر خاكستري از كجا آمده است»؟ گفت: شايد به يكي از اجدادش، شباهت پيدا كرده است. آنحضرت (ص) فرمود: شايد اين فرزند هم به يكي از اجدادش، شباهت پيدا كرده است». 
باب (9): توبه دادن كساني كه لِعان كرده اند
1860ـ عَنِ ابْنِ عُمَرَ رَضِيَ الله عَنْهُمَا فِيْ حَدِيثِ الْمُتَلاعِنَيْنِ قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ (ص) لِلْمُتَلاعِنَيْنِ: «حِسَابُكُمَا عَلَى اللَّهِ، أَحَدُكُمَا كَاذِبٌ، لاَ سَبِيلَ لَكَ عَلَيْهَا». قَالَ: مَالِي؟ قَالَ: «لا مَالَ لَكَ، إِنْ كُنْتَ صَدَقْتَ عَلَيْهَا فَهُوَ بِمَا اسْتَحْلَلْتَ مِنْ فَرْجِهَا، وَإِنْ كُنْتَ كَذَبْتَ عَلَيْهَا فَذَاكَ أَبْعَدُ لَكَ».      (بخارى:5312)
ترجمه: ابن عمر رضي الله عنهما در ماجراي دو نفري كه با يكديگر لعان كردند،       مي گويد: نبي اكرم (ص) به آنان فرمود: «حساب شما با خداست. حتما يكي از شما دروغ        مي گويد. تو (اي شوهر) پس از اين، هيچ حقي بر اين زن نداري». مرد گفت: تكليف مالم (كه به عنوان مهريه پرداخت نموده ام) چه مي شود؟ فرمود: «چيزي به تو نمي  رسد. زيرا اگر تو در مورد او راست گفته اي، مالت در مقابل همبستر شدن، از آنِ اوست. و اگر دروغ       گفته اي، به طريق اولي، چيزي به تو نمي رسد».

باب (10): استعمال سرمه براي زني كه به سوگ شوهر، نشسته است
1861ـ عَنْ أُمِّ سَلَمَةَ رَضِيَ الله عَنْهَا: أَنَّ امْرَأَةً تُوُفِّيَ زَوْجُهَا، فَخَشُوا عَلَى عَيْنَيْهَا، فَأَتَوْا رَسُولَ اللَّهِ (ص)، فَاسْتَأْذَنُوهُ فِي الْكُحْلِ. فَقَالَ: «لا تَكَحَّلْ، قَدْ كَانَتْ إِحْدَاكُنَّ تَمْكُثُ فِي شَرِّ أَحْلاسِهَا، أَوْ شَرِّ بَيْتِهَا، فَإِذَا كَانَ حَوْلٌ، فَمَرَّ كَلْبٌ رَمَتْ بِبَعَرَةٍ. فَلاَ حَتَّى تَمْضِيَ أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وَعَشْرٌ». (بخارى:5339)
ترجمه: ام سلمه رضي الله عنها مي گويد: شوهر زني فوت كرد و بيم آن مي رفت كه چشمانش را از دست بدهد. خويشاوندانش نزد رسول الله (ص)آمدند و از ايشان، اجازه خواستند تا آن زن، از سرمه استفاده كند. پيامبر اكرم(ص) فرمود: «نبايد سرمه استعمال كند. اگر در دوران جاهليت، شوهر يكي از شما فوت مي كرد، در بدترين لباسهايتان و يا در بدترين خانه هايتان بسرمي برديد و پس از گذشت يكسال و عبور سگي از آنجا، سرگيني پرتاب مي كرديد. و بعد از آن، غسل كرده و استفاده از زيورآلات براي شما حلال مي شد. پس اين زن، حق ندارد تا زماني كه چهار ماه و ده روز، سپري نشده است از سرمه، استفاده كند». 



1862ـ عَنْ أَبِي مَسْعُودٍ الأَنْصَارِيِّ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «إِذَا أَنْفَقَ الْمُسْلِمُ نَفَقَةً عَلَى أَهْلِهِ وَهُوَ يَحْتَسِبُهَا كَانَتْ لَهُ صَدَقَةً». (بخارى:5351)
ترجمه: ابومسعود انصاري (رض) مي گويد: نبي اكرم (ص) فرمود: «اگر مسلمان، به نيت ثواب به خانواده اش، انفاق نمايد، برايش صدقه، محسوب مي شود».
1863ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ (ص): «السَّاعِي عَلَى الأَرْمَلَةِ وَالْمِسْكِينِ، كَالْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ، أَوِ الْقَائِمِ اللَّيْلَ الصَّائِمِ النَّهَارَ».  (بخارى:5353)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي گويد: نبي اكرم (ص) فرمود: «كسي كه در جهت تأمين نيازهاي زنان بيوه و مساكين، تلاش مي كند، مانند كسي است كه در راه خدا، جهاد مي نمايد و يا مانند كسي است كه شب ها را در عبادت بسر مي برد و روزها را روزه مي گيرد».

باب (1): ذخيره كردن قوت يك سال خانواده
1864ـ عَنْ عُمَرَ (رض): أَنَّ النَّبِيَّ (ص) كَانَ يَبِيعُ نَخْلَ بَنِي النَّضِيرِ وَيَحْبِسُ لأَهْلِهِ قُوتَ سَنَتِهِمْ. (بخارى:5357)
ترجمه: عمر(رض) مي گويد: نبي اكرم (ص) خرماهاي نخلستان بني ن