موثق اند و نيز آيات خفيه را که هرگز موافق قواعد اصول و عربيت بر مدعاي ايشان دلالت نمي کند نص و صريح انگارند و نصوص صريحه را که بر مذهب اهل سنت دلالت واضح دارند متشابه مفاد کنند حالانکه طريق امتحان بارها با علماء ايشان مسلوک شده باين وضع که بعض کافران ذمي را که غرضي بهيچ و علاقه با اهل آن ندارند بعد از تعليم لغت عرب يا ترجمه تحت اللفظ آن آيات شنوانيده استفسار واقع که شما ازين کلام چه فهميديد گواهي بر مدعاي اهل سنت داده اند و مدعاي شيعه را هرگز باورنه کرده و از آيه نفهميده.

تعصب دوم آنکه پيغمبر خاتم المرسلين و حضرت امير را برابر دانند حالانکه افضليت پيغمبر بر جميع مخلوقات نزد ايشان هم متواتر است .

تعصب سوم آنکه هر که محبت علي در دل دارد ولو يهودي و نصراني و هندو باشد داخل بهشت است و هرکه دوستي صحابه در دل دارد گو متقي و عابد و محب اهل بيت هم باشد داخل دوزخ است چنانچه رضي الدين لغوي از جمله شيعه حکم کرده است به بهشتي بودن زنينا بن اسحاق نصراني برين چند بيت که گفته است حالانکه ابوبکر و عمر رضي الله عنهما را بد نگفته.

شعر:

عدي و تيم لا احاول ذکرهم * بسوء ولکني محب لهاشم

وما يعتريني في علي و اهله * اذا ذکروا في الله لومه لائم

يقولون ما بال النصاري بحبهم * و اهل النهي من اعرب و اعاجم

فقلت لهم اني لا حسب حبهم * سري في قلوب الخلق حتي البهائم

و ابن فضلون يهودي را جميع علماء اين فرقه بخوبي ياد کنند براي دو سه بيتي که گفته است

شعر:

رب هب لي من المعيشه سؤلي * واعف عني بحق آل الرسول

واسقني شربه بکف علي * سيد الاولياء بعل بتول

حالانکه حب حضرت علي و اهل بيت و مدح گوئي و منقبت خواني اين بزرگواران بالاجماع عبادت است و قبول جميع عبادات را ايمان شرط است قوله تعالي «فَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَا كُفْرَانَ لِسَعْيِهِ وَإِنَّا لَهُ كَاتِبُونَ «94» «الانباء» چون محبت پيغمبر صلي الله عليه و سلم بدون ايمان بما جاء به تأثير در کافران نه کرده باشد محبت حضرت امير و اهل بيت که بلا شبهه تابع آنجناب اند در وجوب محبت و تعظيم در حق کافر چه خواهد کرد و نيز نجات کفار از دوزخ و دخول آنها در بهشت نزد خود شيعه در عقايد باطل و محال است هر چند اعمال خير بجا آرند و دخول اهل ايمان اگر چه معاصي و سيئات داشته باشند نزد ايشان هم در بهشت قطعي است و دوستي صحابه نهايت کار معصيت و گناه کبيره خواهد بود اهل سنت بسبب دوستي آنها چرا محروم از بهشت باشند حالانکه بلاشبهه محبت اهل بيت دارند و چون محبت اهل بيت کافران را از دوزخ خلاص کند و در بهشت درآرد اهل سنت را که بسبب دوستي صحابه مرتكب گناه اند و بس چرا از دوزخ خلاص نکند و در بهشت داخل نه سازد.

تعصب چهارم آنکه گويند با محبت علي هيچ معصيت ضرر نمي کند حالانکه نصوص قرآن بخلاف آن ناطق است «من يعمل سوءاً يجز به»الايه. و اخبار صحيحه از حضرات ائمه نيز بر خلاف آن شاهد کما مرّ مرارا.

تعصب پنجم آنکه بسبب فرط بغض صحابه تمام امت محمديه را امه ملعونه نامند و نص قرآني  را که «كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آَمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ «110»«آل عمران» است مطروح سازند و روايت حضرت امام حسن عسکري در تفسيري که ابن بابويه به سند صحيح از آنجناب روايت کرده فراموش نمايند و لفظ آن روايت اينست که «اما علمت ان فضل امه محمد علي سائر الامم کفضلي علي خلقي» و نيز آيه «وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهَا إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِنْ كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلَّا عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ «143»«البقره» را گوش ننهند.

تعصب ششم آنکه از قرآن مجيد که بلاشبهه از حضرت ائمه نزد ايشان منقول بالتواتر است و هميشه آنحضرات او را به نيت عبادت در نماز و خارج نماز تلاوت مي فرمودند و امام حسن عسکري و ديگر ائمه او را تفسير کرده اند و در کلام خود استشهاد باآيات و الفاظ آن مي آوردند تبرا نمايند و گويند که اين قرآن منزل نيست محرف عثمان است بجهت آنکه خدمت جمع و ترويج آن عثمان رضي الله عنه بجا آورده سبحان الله اين چه مرتبه از بغض و عناد است که بکجا رسانيده.

تعصب هفتم لعن عمر رضي الله عنه را ترجيح دهند بر ذکر الهي و تلاوت قرآن مجيد حالانکه در هيچ شريعت بد گفتن بدان ثواب ندارد چه جاي آنکه از ذکر خدا که بااجماع ملل و نحل افضل اشغال و اعمال است بهتر باشد قوله تعالي «اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ «45»  

«العنکبوت».

تعصب هشتم لعن کبراء صحابه و ازواج مطهرات رسول عليه و عليهم الصلوات و التسليمات را عبادت عظمي دانند و مثل صلوات خمس مداومت و مواظبت بران فرض انگارند و ابوجهل و فرعون و نمرود را که بلاشبهه اعداء خدا و دشمنان پيغمبران خدا بوده اند گاهي سب نکنند و بد نگويند و در کتب ايشان مسطور است که لعن شيخين رضي الله عنهما هر صبح برابر هفتاد حسنه است و لعن ابوجهل و فرعون و نمرود را برابر نيم دانگ حسنه هم نشمارند.

تعصب نهم حضرت رقيه و حضرت ام کلثوم را بجهت ازدواج ايشان با عثمان رضي الله عنه از اولاد پيغمبر صلي الله عليه و سلم خارج نمايند و گويند که اينها دختران آن حضرت نبوده اند بلکه بعضي ايشان گويند که دختران حضرت خديجه نيز نبوده‌اند تا مشارکت مادري هم با حضرت زهرا رضي الله عنهما حاصل نشود حالانکه صريح خلاف نص قرآني است قوله تعالي «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا «59»«الاحزاب» و در نهج البلاغه مذکور است که حضرت امير در مقام عتاب بر تغير سيرت شيخين عثمان رضي الله عنه را گفت قد بلغت من صهره ما لم‌ينالا يعني الشيخين و شيخ الطايفه ابو جعفر طوسي در تهذيب از امام جعفر صادق رضي الله عنه روايت ميکند که کان يقول في دعائه اللهم صل علي رقيه بنت نبيک اللهم صل علي ام‌کلثوم بنت نبيک و کليني نيز روايت کرده است که تزويج رسول الله صلي عليه و سلم خديجه و هو ابن بضع و عشرين سنه فولد له منها قبل مبعثه عليه السلام القاسم و رقيه و زينب و ام کلثوم و ولد له بعد المبعث ا