حابه كردن <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:12.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:13.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:14.txt">قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:15.txt">قسمت چهارم</a><a class="text" href="w:text:16.txt">قسمت پنجم</a><a class="text" href="w:text:17.txt">قسمت ششم</a><a class="text" href="w:text:18.txt">قسمت هفتم</a><a class="text" href="w:text:19.txt">قسمت هشتم</a><a class="text" href="w:text:20.txt">قسمت نهم</a><a class="text" href="w:text:21.txt">قسمت دهم</a><a class="text" href="w:text:22.txt">قسمت يازدهم</a><a class="text" href="w:text:23.txt">قسمت دوازدهم</a><a class="text" href="w:text:24.txt">قسمت سيزدهم</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:111.txt">1</a><a class="text" href="w:text:112.txt">2</a><a class="text" href="w:text:113.txt">3</a><a class="text" href="w:text:114.txt">4</a><a class="text" href="w:text:115.txt">5</a><a class="text" href="w:text:116.txt">6</a><a class="text" href="w:text:117.txt">7</a><a class="text" href="w:text:118.txt">8</a><a class="text" href="w:text:119.txt">9</a><a class="text" href="w:text:120.txt">10</a></body></html>طعن اول آنكه آن مطهره از مدينه بمكه و ازانجا ببصره رفت حالانكه خداي تعالي ازواج را از بر آمدن از خانه هاي خود منع فرموده و با استقرار دران بيوت مطهره امر نموده قوله تعالي «وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآَتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا «33»«الاحزاب» پس او را چه مناسب بود كه ناموس رسول صلي الله عليه و سلم را محافظت ننمود و در لشكريكه زياده بر شانزده هزار كس از اوباش و ارازل دران جمع بودند بر آمد جواب ازين طعن آنكه قرار در بيوت و عدم خروج از خانه ها اگر مطلق مي بود بايستي كه آن حضرت صلي الله عليه و سلم ازواج را بعد نزول اين آيه براي حج و عمره نمي بر آورد و در غزوات همراه نمي برد و به زيارت والدين و عيادت مريضات و تعزيه مردگان از ارقاب ايشان اجازه رفتن نميداد و هو باطل قطعا پس معلوم شد كه مراد ازين امر و نهي تاكيد امر تستر و حجاب است تا مثل چادر پوشان در كوچه و بازار هر زه گردي نكنند و سفر كردن منافي تستر و حجاب نيست زنان مخدره كه در غايت تستر و احتجاب مي باشند مثل خواتين بزرگ و بيگمات پادشاه نيز در لشكرها مي بر آيند خاصتا چون سفري باشد متضمن مصلحت ديني يا دنيوي مثل جهاد و حج و عمره و اين سفر نيز چون براي اصلاح ذات البين و تنفيذ حكم قصاص خليفه عادل كه بظلم مقتول شده بود واقع شد مثل حج و عمره گرديد و اگر درين زمان هم بطور عام كسي بگويد كه فلان زن خانه نشين است بيرون نمي برآيد از وي چه فهميده مي‌شود انصاف بايد كرد و غلط فهمي را بايد گذاشت جواب ديگر در كتب شيعه مشهور و متواتر است كه در زمان خلافت ابوبكر صديق رضي الله عنه چون غصب حقوق اهل بيت واقع شد حضرت امير حضرت زهرا رضي الله عنهما را سوار كرده در محلات مدينه و مساكن انصار خانه بخانه و در بدر وقت شب گردانيد و طلب امداد و اعانت نمود درينجا غور بايد كرد كه دختر در ناموس بودن اگر زياده بر زوجه نباشد كمتر  البته نخواهد بود و از خانه خود بر آمده بخانه هاي ديگران رفتن نسبت بآن كه از خانه خود برآيد و در خيمه و خرگاه خود بماند و بخانه ديگري نرود چه قدر تفاوت دارد و مقدمه دو سه ديه مغصوبه كه ضرر قليلي ازان بخود عايد مي‌شود و مقدمه قتل خليفه بر حق بي موجب و فساد و فتنه در ميان امت كه ضرر آن عايد به تمام دين است با هم چه فرق دارند چون آن امور موجب طعن نشدند اين امور چرا موجب طعن خواهند شد جواب ديگر جميع ازواج مطهرات مثل ام سلمه و صفيه رضي الله عنهما كه نزد شيعه مقبول و معتبر اند در حج و عمره مي برآمدند بلكه ام سلمه رضي الله عنها درين سفر نيز تا مكه معظمه شريك بود و مي خواست تا همراه عايشه رضي الله عنها بر آيد عمر بن ابي سلمه پسرش بنابر مصالح مرعيه خود مانع آمد و چون خداي تعالي ازواج مطهرات را تجويز خروج باپرده و ستر فرموده باشد ديگر طعن و تشنيع نمودن ژاژ خاي محض است قوله تعالي «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا «59»«الاحزاب» و در حديث صحيح وارد است كه آن حضرت صلي الله عليه و سلم بعد نزول اين آيه فرمود « اذن لكن ان تخرجن لحاجتكن » آري شرط مسافرت زنان وجود محرم است همراه ايشان و درين سفر عبدالله ابن الزبير رضي الله عنه همشيره زاده حقيقي وي همراه وي بود و طلحه بن عبيدالله رضي الله عنه شوهر خواهرش بود ام كلثوم بنت ابي بكر و زبير بن العوام شوهر خواهر ديگرش بود اسما بنت ابوبكر رضي الله عنهم و اولاد اين هر دو نيز همراه و ابن قتيبه كه بر تاريخ او اعتماد شيعه زياده از كتاب الله است در تاريخ خود مي نويسد لما بلغها رضي الله عنها بيعه علي رضي الله عنه امرت ان يعمل لها هودج من حديد و جعل فيها موضع للدخول و الخروج فخرجت و ابناء طلحه و الزبير معها و نيز ازواج مطهرات پيغمبر صلي الله عليه و سلم را جميع رجال امت در محرميت حكم پسران بدارند پس آنها را با هر يك از افراد امت خروج درست است و همين است مذهب جميع علماء امت و لهذا خليفه ثاني در عهد خود چون ازواج مطهرات را براي حج فرستاده عثمان و عبدالرحمن بن عوف را همراه داد و گفت كه انكما ولدان باران لهن پس يكي از شما پيش پيش اينها باشد و يكي در عقب و با قطع نظر ازين امور لفظ «وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى»صريح دلالت ميكند بر آنكه از خروج مطلق منع نفرموده اند بلكه از برآمدن بي پرده با زينت و زيور و اظهار لباس رنگين كه رسم جاهليه بود پس نهي خود از تمسك ساقط گشت آمديم بر امر «وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآَتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا «33» «الاحزاب» و از سابق بارها معلوم شده كه امر نزد شيعه متعين براي وجوب نيست تا در مخالفت آن محذوري باشد .طعن دوم آنكه عايشه رضي الله عنها سفر كرد براي طلب خون عثمان رضي الله عنه حالانكه او را با خون عثمان رضي الله عنه چه علاقه وارث وي نبود و قرابتي با وي نداشت پس معلوم شد كه بجهت بغض امير المؤمنين رضي الله عنه و كدورتي كه با او داشت اين همه فتنه بر پا كرد و سابق خود مردم را بر قتل عثمان رضي الله عنه تحريض ميكرد و ميگفت اقتلوا نعثلا چنانچه ابن قتيبه در كتاب خود ذكر كرده كه ان عائشه اتاها خبر بيعه علي و كانت خارجه من المدينه فقيل لها قتل عثمان و بايع الناس عليا فقالت ما ابالي ان تقع السماء علي الارض قتل و الله مظلوما و انا طالبه بدمه فقال لها عبيد اول من حمش عليه و اطمع الناس في قتله ل