ه و حقايق تاريخی / ص 263.

[2] - البدايه و النهايه / ج 8 / ص 129.برای توضيح اين قسمت، از مقدمهء زيبای کتاب ((مقام صحابه)) به قلم دانشمند گرانقدر بلوچستان، علامه مولانا عبدالرحمان سربازی (چابهاری) استفاده نموده ايم که عيناً نقل می شود:

مسئله مشاجره های صحابه -رضي الله عنه- يعنی اختلافاتی که بعد از شهادت شهيد مظلوم، سيدنا عثمان ذبيح-رضي الله عنه- به دست شورشيان باغی[1] ميان صحابه -رضي الله عنه- به عنوان خونخواهی حضرت عثمان -رضي الله عنه- رخ داد، سرانجام به صف آرايی و جبهه گيری و جنگ و کشتار منجر گرديد و صحنه را برای درگيری ميان دلشکر حضرت علی-رضي الله عنه- و لشکر مادر مؤمنين، حضرت عايشه صديقه به قيادت[2] حضرت طلحه و حضرت زبير  در جنگ جمل و ميان حضرت علی از سويی و حضرت معاويه -رضی الله عنهم اجمعين- از سوی ديگر در جنگ صفين آماده ساخت و سپس به تحزب و تشتت مسلمانان و بروز فرقه هايی با عنوان اسلامی انجاميد. از همان لحظات، به وجود آمدن اين مسائل، بهانه ای برای ضعيف کردن دين مبين اسلام و مسلط گردانيدن کفر بر جهان اسلام، به عنوان بزرگترين وسيله و آلت و عمده ترين اسلحه مبارزه با اسلام،  مورد استفاده شمنان اسلام و مسلمانان قرار گرفته و به عنوان حساس ترين مهره بکار برده شده است و از هر گونه سوء استفاده و بهره جوئی نابجا از آن وقايع، کوتاهی و دريغ نشده است و با بکار بردن مرموزترين تدابير و توطئه ها و برنامه ريزي های زير زمينی در بر انداختن اساس نظام حکومت اسلامی که همانا حکومت الله است و اساس آن به دست توانای رسول الله -صلي الله عليه وسلم- نهاده شد و بوسيله خلفای راشدين آن حضرت با حمايت و همکاری ساير ياران رسول الله -صلي الله عليه وسلم- تشديد  می يافت و به سوی منزل مقصود مسير تکاملی اش را می پيمود، ذره ای فروگذار نشدند، و لحظه ای نياسودند و مسلمانانی را که می خواستند، همان گونه که وعدة الهی غلبه و اظهار دين بر تمام اديان و تشكيل جامعهء سالم انسانی با شکست دادن دو امپراطوری جبار دنيا (ايران و روم) که يکی زير نقاب مجوسيت [3] و ديگری پشت پردهء نصرانيت[4]  تحريف شده، به استثمار مردم ادامه می دادند، در عهد معدلت مهد حضرت ابوبکر و عمر و عثمان -رضي الله عنهم- با زور بازوی توانای سربازان اسلام و اصحاب رسول الله -صلي الله عليه وسلم- بر تمام جزيره العرب و برگوشه های وسيعی از ساير نقاط که سه قاره دنيا، آسيا و آفريقا و قسمتی از اروپا را در بر می گرفت، تحقق يافته بود، به اقصی عالم گسترش دهند، کفر و اهريمن پرستی را از صحنهء وجود نابود سازند و حکومت الله را کاملاً مستقر ساخته و به وجود آوردن ((مدينهء فاضله)) جامعهء بشری بپردازند، به جان هم انداخته و رو در روی يکديگر قرار داده شده و هنوز هم به ادامه اين برنامه های پليد و توطئه های استعماری خود مشغول و سرگرم فعاليت می باشند و از اصل مصوبه ((تفرقه بينداز و حکومت کن)) تقليد و استفاده می کنند. 

ما به حکم اختصار اينجا در صدد آن بر نمی آئيم که به شرح تک تک اين برنامه های مرموز و توطئه ها و طرق به کار بردن آنها و شرح اسباب آن بپردازيم. کسانيکه علاقمند اند تا شرح اين وقايع را به گونه ای درست و مستند مطالعه کند به کتاب ((اسرار الماسونيه)) تأليف ژنرال جواد رفعت آتلخان، و ((تاريخ الجمعيات السرية والحرکات الهدامة))، تأليف محمد عبدالله عنان مراجعه نمايند. 

البته از بيان داشتن اين مطلب ناگزير هستم که هرگاه دشمنان اسلام متوجه شده اند که حقيقت يک يا چندی از حيله ها و توطئه های آنان در اثر تحولات اجتماعی و مقتضيات جوی برای تودة مردم فاش و ظاهر شده است، بلا فاصله با تغيير روش، رنگ عوض کرده، به برنامه های مرموز تر و دقيق تری دست زده اند، از آن جمله در قرون اخير بکار گرفتن شماری، دشمنان دوست نما و بی مذهبان مذهب نما و مسلمانان، مسلمان نمائی است که برای پخش سموم مذهبی و اسلام کشی تحت عنوان ((جرح و تعديل يا تنفيد و تحقيق و بررسی)) دربارهء تاريخ زندگی و سلسلهء واقعات و سيرت ياران پيامبر گرامی عليه افضل التحيات و التسليم، از وجودشان استفاده می شود. 

چنان که بزرگترين مسئله ای که تحت اين توطئه در اين ادوار به ويژه در بعضی محافل به اصطلاح علمی مطرح است، مسئله مشاجره ها و اختلافات صحابه-رضي الله عنه- است که عمدتاً با استفاده از روايات بسی ارزش تاريخی و واقعات مجعول به دروغ به تحقير و توهين و استخفاف و داغدار کردن مقام شامخ و ارزنده صحابة پيامبر -صلي الله عليه وسلم-، اين ستارگان درخشان اسلام و استادان ملائکه که اسلام و مسلمانان تا قيام قيامت رهين و مديون خدمات آنان هستند، دامن می زنند و اعمال و سيرت آنان را بر اعمال و سيرت خود قياس کرده، جرم ننگين و غير معقول ((قياس مع الفارق)) را مرتکب می شوند و به جای استناد و اعتماد به کلام الله مجيد و احاديث گهربار رسول گرامی عليه الصلوات و التسليم، از روايتهای پوچ و بی اهميت تاريخ،که اغلب مولود همان دسيسه هايی است که به آن اشاره کرديم، استناد می نمايند. 

به همين جهت امروزه می بينيم عده ای به حمايت از حضرت علی-رضي الله عنه- و همراهانش و گروهی به پشتيبانی حضرت معاويه-رضي الله عنه- و طرفدارانش و همچنين حضرت عايشه -رضی الله عنها- و طلحه -رضي الله عنه- و زبير -رضي الله عنه- و اعوانشان قيام می کنند و هر کدام از اين دو دسته به مخالفان گروه مورد تائيد خود به هر نحوی که ميل کنند، مذمت و ملامت را روا می دارند و اظهار نظر می نمايند که در نتيجه به درگيری و اختلاف و تشتت بين مسلمانان هوادار منجر می شود. 

در حالی که بنا به تصريح قرآن: 

﴿تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ وَلاَ تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾ [البقرة: 134 و 141]. 

آن امتی بود که گذشت و رفت، برای آنها سود می دهد آنچه عمل کردند، و برای شما سودمند خواهد بود آنچه خودتان عمل کنيد و از شما در مورد اعمال آنها هرگز سؤال نخواهيد شد. 

و اين روش،  عملی بيهوده و بی سود عنوان گرديده است. زيرا در افتادن به اين چنين مباحث برای مسلمانان، جز نکبت و بدبختی، چيزی ببار نخواهد آورد، و اگر سودی در آن وجود دارد صرفاً از آن دشمنان اسلام و به ضرر اسلام است. 

البته اگر ما به عنوان طلبکار، از آن بزرگواران مطالبه ای داريم. مثلاً به اين عنوان که چرا با هم می جنگيدند؟ و اگر آنها با هم نمی جنگيدند ما مسلمانان امروز با اين فرقه بازيها و مشکلات عظيم مواجه نمی شديم يا در صدد آن برآئيم که ببينيم مقصر اصلی اين جريانات و به بار آورنده اين بدبختيها و مشکلات برای اسلام و مسلمانان وبطور کلی عامل اصلی به وجود آمدن اين کشتارها چه کسانی هستند، من به نوبهء خود به چنين افرادی حق می دهم و تأييد می کنم که تا حدودی اين کنجکاوی و تيقظ[5] کار درستی است، و مسلمان وظيفه دارد که دشمنان واقعی و اساسی خود را بشناسد.

اما اگر چند لحظه ای اجازه بدهيد من معتقدم که بدهکار و طرف حساب من و شما و تم